Iran-Canadian Congress - ICC

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Elections
By-Law

صد امضاء برای خاموش کردن یک صدا

February 19, 2015
با تشکر از ایران استار و شهرما  

با تشکر مجدد و مکرر از ایران استار و شهرما  برای چاپ این مقاله. بخصوص که ایران استار این هفته سنگ تمام گذاشته است و با چاپ کلیه عکسهای ارسالی از تجمع لیندری در دوصفحه، واقعن جو داغ و پر شور آنجا را در سرمای شدید به عیان گذاشته است. بگذریم که با استفاده از دو کلمه "دفاع" و "تهمت" در پانویسی خود کمی بی انصافی کرده است. ولی از آنجائیکه بار ها و بار ها بر سر سفره اش مزه نمک را چشیده ام، کافرم و لعنت بر من شود که گر آهی کشم اگر صد بد تر کند. آنچه در کامیونیتی میرود نشان از آتشی در زیر خاکستر است. انشاالله که عالم گیر شود، من یکی را ز هستی رها کند که ز جهل مردمان خسته و ز انسان بودنم شرمنده ام.  

پانویسی ایران استار
ایران استار:
با توجه به مطلبی که هفته گذشته در ایران استار شماره  1045 (12 فوریه) صفحه 23 چاپ شده بود، آفای مهدی شمس در خصوص آن به دفاع از عملکرد خود پرداخته اند.
با توجه به اینکه ایران استار بدون دخل و تصرفی هر دو مطلب را به چاپ رسانده است، قابل توضیح است که ایران استار هیچگونه وابستگی به صاحبان مشاغل (و آگهی دهندگان) نداشته (با اینکه همواره حمایت آنها را ارج نهاده و می دهد) و تهمت آقای شمس به ایران استار در این زمینه کمال بی انصافی ایشان میباشد.
خود ایشان نیز تابه حال حتی از درج یک آگهی ده دلاری در نشریه ایران استار دوری جسته اند. ولی ایران استار هر هفته 2 صفحه را به ایشان و عقاید هم مسلکی های ایشان اختصاص داده است و سعی نموده روی اصول و باور های رسانه ای خود پایبند باشد. درج همین مطلب آقای مهدی شمس دلیلی بر صحت ادعای ایران استار میباشد.

در چاپ مقاله ایران استار جمله زیر را بصورت درشت چاپ کرده است:
همچنین قابل درک است که نشریات فارسی زبان ما به علت وابستگی به مشاغل، آن آزادی عمل را نداشته که در تمام موارد طبق اصول و باور های خویش عمل نمایند.


****************************************************

 شاید هم به جای عاریه دادن امضای خود به این و آن، با نوشتن مقاله و یا گزارشی بتوان در تغییر کیفیتی نشریات سهمی داشته، که آنهم به گونه ای حمایت از نشریات میباشد. از فرصت استفاده کرده، از کلیه امضاء کنندگان طومار فوق، جهت یک مناظره علنی پیرامون حرکت اعتراضی، دعوت میشود. تا مشخص گردد که در حمایت از افراد کامیونیتی این اشخاص چه محدودیت هائی را لازم می بینند. آیا حمایت از ژیان قمیشی در مقابل غول های رسانه ای، و یا مسعود حاجیوند پناهجوئی که هشت ماه در بند بازداشتگاه اداره مهاجرت میباشد، که هر دو به صورتی با قانون در گیر میباشند، بجاست و یا اینکه در آن رابطه نیز باید منتظر اجازه، دستور و فتوای ستاد امر به معروف و نهی از منکر شد. لازم به ذکر است که جناب اسد زرین مهر موافقت خود را برای بر قراری این مناظرات در تلویزیون آی تی سی اعلام کرده است. توقع و انتظار بیشتری از بابک یزدی، طاها حسنیانی و حسین قلی پور میباشد تا به این دعوت لبیک گفته و دلایل اعتراض خود را عنوان نمایند.


*******************************************

سرمای شدید روز دوشنبه گذشته که مصادف با روز خانواده بود، نتوانست در اراده بیش از صد و پنجاه نفر از حامیان حقوق بشر تزلزل بوجود بیاورد. این عده با رفتن به بازداشتگاه لیندزی که در صد و بیست کیلومتری تورنتو واقع میباشد، حمایت خود را از دویست مهاجر و پناهجو که در معرض خطر دیپورت میباشند، اعلام نمودند. مسعود حاجیوند، پناهجوی ایرانی یکی از این افراد بوده که بیش از هشت ماه در بازداشت اداره مهاجرت میباشد. حضور حدود بیست ایرانی در جمع حمایت کنندگان نشان از تغییر و تحولاتی در امر مشارکت جمعی کامیونیتی در فعالیت های حقوق بشری کانادا میباشد. تا به امروز بیشتر فعالیت های ایرانی ها در این زمینه در رابطه با آنچه در ایران میگذرد بوده است. حضور اسد زرین مهر در این تجمع قابل توجه میباشد، که خواه ناخواه اثرات مثبت آن از طریق نشریه و تلویزیونی که در اختیار دارد، دیده خواهد شد. پیوستن بابک یزدی از حزب کمونیست کارگری به ایرج رضائی دبیر فدراسیون پناهندگان که از فعالان و مدافعین حقوق پناهجویان میباشد، نیز امیدوار کننده است. قابل ذکر است که بابک یزدی یکی از امضاء کنندگان طوماری میباشد که علیه مهدی شمس تهیه شده است. حضور فعال بابک در این تجمع نشانگر آن میباشد که میتوان در امری مخالف هم بوده و در موردی دیگر صمیمانه با هم همکاری نمود. اگر سعی شود هر آنچه که ما را در مقابل هم قرار میدهد به کناری گذاشته و از باور های مشترک فعالیت ها را آغاز نمود، چه بسا که در دراز مدت بیاموزیم که در مواردی که اختلاف عقیدتی وجود دارد نیز به نحوی حقوق بشرانه همکاری نمائیم. که سانسور، خفقان، خاموش کردن صدا، لشکر کشی، ایجاد تفرقه، ترس، بدبینی و وحشت در جامعه، مرام و مسلک جموری اسلامی میباشد که میبایست به هر نحوی از آن فاصله گرفت. جای تاسف است که حتی بسیاری از آنهائی که شکی در صداقت افکار و اعمالشان نیست، ناخواسته از همان روش ها استفاده کرده و سعی در منطقی نشان دادن آنها نیز مینمایند.

در ضمن بابک یزدی اولین نفری میباشد که دعوت به شرکت در یک مناظره تلویزیونی در رابطه با طومار صد امضائی را پذیرفته است که منتظریم جناب  زرین مهر بعد از برنامه ریزی، زمان اجرای آن را اعلام نماید. باشد که اینگونه گفتگو ها دریچه ای را برای نزدیک کردن افکار و افراد به یکدیگر باز نماید. همچنین برای دسترسی به عکس و فیلم های تجمع لیندزی، و سخنرانی های کوتاه ملیکا و شادی، دختر و همسر مسعود، که همگان را مورد تاثیر قرار داد، میتوان به سایت و صفحه فیسبوک "نه به بازگشت های اجباری به ایران" مراجعه کرد.

هرکسی از روزی که قلم بدست میگیرد و در رابطه با جامعه و فعالیت های آن مینویسد، باید انتظار آنرا داشته باشد که عده ای از آنهائی که تاب و توان انتقاد، حقیقت گوئی، صراحت و آزادی بیان را ندارند، به مقابله برخیزند. مقاله ای را با مقاله ای دیگر، انتقادی را با انتقادی دیگر و یا نکته ابهامی را با توضیح دادن، نحوه های مختلف مبارزات اجتماعی در جوامع دموکراتیک میباشند. خاموش کردن صدا، زیر فشار گذاشتن نشریات، نشر اخبار غلط و نامربوط، به فرعیات پرداختن و اصل را مخدوش کردن و بطور کلی با آزادی تفکر و بیان مخالفت کردن را میتوان کمتر در کشوری همچو کانادا انتظار داشت. تهیه طومار و جمع آوری امضاء به عنوان حربه های مبارزات اجتماعی زمانی صورت میگیرد که راه حل دیگری وجود نداشته باشد.

در گردهمائی 14 دسامبر کنگره ایرانیان چند تن با استناد به مورد محمود یادگاری که پنج سال پیش بوقوع پیوسته و از خاطرات رفته، سعی به تهمت زدن به افراد و هییت مدیره آن زمان مینمایند. "همبستگی و حمایت" برای روشن شدن اذهان به جمع آوری اطلاعات در رابطه با این مورد میپردازد و مسلم میگردد که هییت مدیره وقت هیچ حمایتی از این فرد به عمل نیاورده است. "همبستگی و حمایت" همانطور که از اسمش برمیآید، با نگرشی حقوق بشرانه، هدف آن دارد که در کامیونیتی اتحاد و همبستگی بوجود آورده و بلاشرط از تک تک افراد کامیونیتی در تمام زمینه ها، بخصوص زمانی که با مشکلی روبرو میگردند حمایت کند. آنچه "همبستگی و حمایت"  به آن باور و توجه دارد، ارزش های انسانی و حقوقی میباشد که با چشم باز کردن انسان همراه او بوده و هیچ قانون و اصولی، چه اخلاقی وعقیدتی نمیتوانند آنرا از میان بردارند، حتی اگر فرد محکوم به بد ترین اتهامات باشد. از این رو مداخله و کنجکاوی در آنچه که انجام گرفته و فرد متهم و یا محکوم به آن است، خارج از محدوده فکری این جریان میباشد. جای تعجب نیست که اکثریت جامعه با این گونه طرز تفکر بیگانه باشند. ولی خواسته و ناخواسته باید بپذیریم که این جریان فکری تحت عنوان حقوق بشر هر روز دامنه گسترشش بیشتر میگردد.

مسلم است که نمیتوانیم جامعه ای داشته باشیم که در آن صد در صد افراد به یک گونه بیاندیشند و یا عمل نمایند. معقول مینماید که این طرز تفکر مخالفانی نیز داشته باشد، ولی نامعقول است که مخالفین به جای گفتگو، اثبات خطا و مقابله منطقی با این طرز تفکر به از میان برداشتن این صدا، آنهم از طریق لشکر کشی و تهیه طومار بپردازند. البته اگر به نام بعضی از آنهائی که امضای خود را در اختیار این جریان گذاشته اند توجه شود، درمیبابیم که اکثر آنها از همان هائی میباشند که کنگره ایرانیان را نیز با لشکر کشی تسخیر، و یا کامیونیتی را با داد و فریاد تحت تاثیر و بسیاری را با ترس و وحشت و تهمت خاموش نگاهداشته اند. غافل از آنکه اینبار به شکار سایه در تاریکی خویش رفته اند، که صاحب صدا جز حمایت از محرومان چیزی دیگر نمیخواهد و چیزی ندارد که برای حفظش مجبور به سکوت و یا باجدهی به کسی گردد.

همچنین قابل درک است که نشریات فارسی زبان ما به علت وابستگی به مشاغل، آن آزادی عمل را نداشته که در تمام موارد طبق اصول و باور های خویش عمل نمایند. از اینرو هیچ جای توقعی از آنها نیست. بلکه آنهائی که نشریات را موظف به رعایت آزادی بیان و اصول حرفه ای مینمایند، موظف میباشند تا با حمایت های خود این وابستگی را کمتر نمایند. پرداخت یک دلار برای هر نشریه ای که باورمان شده که باید بصورت رایگان در اختیارمان قرار گیرد، یا استفاده از خدمات نشریاتی که فکر میکنیم در جهت منافع کامیونیتی قدم بر میدارند، چه از طریق دادن آگهی های تجاری خود به آنها و یا رجوع به مشاغلی که در این نشریات آگهی میدهند، کار دشواری نیست.

____________________________________________________________________

قسمتی از مقاله مهدی شمس در رابطه با محمود یادگاری و حمایت از ایرانیانی که با مشکلات قانونی مواجه میشوند                مقاله کامل

یکی از نکات مهمی که سعید سلطانپور در این گردهمائی مفصلن به آن میپردازد، و میتوان آنرا در ویدئو شماره 2 مشاهده نمود، اتهام و محاکمه محمود یادگاری میباشد که در سال 2010 صورت گرفت. این توضیحات و اطلاع رسانی از آن جهت اهمیت دارد که عده ای پریشان حال که هدفشان بوجود آوردن عدم اطمینان،    ترس وحشت و   پراکندگی در کامیونیتی میباشد، در گردهمائی ماه دسامبر کنگره، با اشاره به این مورد بطور غیر مستقیم هییت مدیره آن زمان را متهم به حمایت از این فرد مینمایند. "همبستگی و حمایت" قصد آن دارد با جمع آوری اطلاعات این مورد را از شک و شبهه خارج نموده تا کسی نتواند از تاریکی بهره گرفته تا دیوی بسازد. فرصت را غنیمت شمرده و از همه آنهائی که در این مورد اطلاعاتی دارند خواهشمند است که همکاری نمایند. با آن امید که اگر محمود یادگاری در کانادا بوده و این مقاله را مطالعه مینماید شخصن به شرح واقعه و مشکلاتی که با آن روبرو بوده بپردازد.

 در چه شرایطی کامیونیتی میتواند و یا وظیفه دارد که از یکی از اعضای خود که با مشکل قانونی مواجه شده، حمایت کند. حمایت از پناهجویان و خانواده شان، همچو مسعود حاجیوند که بیش از دویست روز در بازداشت اداره مهاجرت میباشد، با اینکه این مورد نیز یک مشکل قانونی بوده، امری بدیهی و یک وظیفه انسانی مینماید. چرا حمایت از یک ایرانی که با مشکلات قانونی از نوع دیگر مواجه شده، بدون مداخله در جرم و مورد اتهام، باید یک خطا و گناه تلقی شود.

هدف دیگر از به پیش کشیدن این موضوع این میباشد که چگونه و بخصوص که در این موارد خانواده این افراد بدون آنکه مداخله ای در مورد اتهام داشته باشند، با سخت ترین شرایط مواجه میشوند. همچنانکه همسر محمود یادگاری به علت مشکلات مالی و از دست دادن محل سکونت مجبور میگردد که به همراه نوزادش به ایران باز گردد.

 و یا همسر و دختر جوان مسعود حاجیوند که در این هفت ماه سخت ترین شرایط احساسی و روانی را گذرانده، و زیر بار مخارج سنگین امور حقوقی قرار گرفته اند.  چرا نباید از ژیان قمیشی، که امروز با مشکلات قانونی مواجه شده است، در مقابل غول های رسانه ای حمایت کرد؟ خوشبختانه در کشوری زندگی میکنیم که قانون حکمفرما میباشد و نمیتوان به سادگی بر قوه قضائیه تاثیر گذاشت. از این رو میتوان اطمینان داشت که قوانین آنطور که باید اجرا خواهند شد. پس دلیلی وجود ندارد که از نظر انسانی، اخلاقی و روانی به ژیان و یا هر متهم دیگر و خانواده شان به صرف ایرانی بودن آنها، کمک ننمود.

متن پتیشن ارسالی به ایرانی استار با 46  امضاء + 50 امضاء دیگر که منتشر نشده است

جناب آقایان بیژن و شهرام بینش سر دبیر و مسئولین محترم نشریه ایران استار،
ضمن قدر دانی و سپاس از زحمات نشریه ایران استار در ارتباط با انتشار مطا لب فرهنگی و انعکاس اخبار و رویداد های کامیونیتی ایرانی، به اطلاع  میرساند که مقاله منتشره در صفحه 58 نشریه ایران استار شماره 1044 مورخ 5 فوریه 2015 با عنوان "عدم برگزاری جلسات گفتگو" که به وسیله فردی به نام مهدی شمس منتشر گردیده حاوی مطالب نادرست و خلاف واقع است که تبعات حقوقی و قانونی داشته و از سوی دیگر آثار زیان باری برای جامعه ایرانی کانادایی به همراه میاورد
.

همانگونه که آگاهید آقای محمود یادگاری به جرم ارسال قطعا ت الکترونیکی به جمهوری اسلا می ایران که کاربرد دو گانه در ساخت و تولید سلاح های اتمی دارند در دا د گاه های صالحه کانادا محاکمه و با استناد به 9 مورد خلاف ، محکومیت وی پس از فرجام خواهی قطعی و به تحمل 51 ماه زندان محکوم گردیده است. اسناد محکومیت نامبرده بر اساس قوانین کانادا قابل دسترس برای عموم نیز می باشد.

بنا براین تلاش نویسنده مقاله مورد اشاره در بیگناه جلوه دادن محمود یادگاری و همدلی و همسوئی با وی نه تنها بسیار پرسش برانگیز بوده بلکه موجب تاسف است. آقای مهدی شمس از محمود یادگاری به عنوان یک "متهم" یاد مینمایند حال آنکه نامبرده محکوم است و حکم قطعی دادگاه دارد.

پرسش اینجاست که کوشش نویسنده مقاله مورد نظر در راستای تامین منافع و جلب نظر چه نیرو هایی است؟ آیا همراهی و همکاری با افرادی که منافع ملی کشور کانادا را به خطر می اندازند و خلاف قوانین آن عمل مینمایند برای جامعه نو پای ایرانی و مهاجرین ایرانی کانادایی مفید است؟ چنانکه میدانیم ایرانیان کانادایی مهاجر با کار و کوشش سالم و زحمات شبانه روزی پیوسته در پی آنند تا چهره واقعی ایرانیان را که مردمی صلح طلب و آشتی جوی و متمدن میباشند به کشور میزبان خود نشان دهند. لذا عملکرد خلاف قانون فردی که به واسطه سود جوئی و یا همکاری با عوامل مشکوک و سرکوبگر رژیم اسلامی دستگیر شده، نه تنها محکوم است بلکه بایستی از آن دوری جست تا یک چنین رفتار نادر، نادرست و خلاف قانون در افکار عمومی کانادائیان به کلیت کامیونیتی ایرانی تعمیم داده نشود.

ما از آن نشریه محترم در خواست مینمائیم تا در اولین فرصت ضمن محکوم نمودن نوشته مورد اشاره، در آینده با دقت بیشتر و تطبیق مطالب با واقعیت از انتشار مطالبی این گونه که میتواند تا ثیرات مخرب و زیان باری برای ایرانیان کانادایی به بار آورد جدأ جلوگیری نماید.

1) Avideh Motmaenfar,
2) Azam Nikpour,
3) Arvin Shojaee,
4) Arshak Shojaee,
5) Amin Shojaee,
6) Nastran Niki,
7) Aryan Gashtasbi,
8) Ali Gashtasbi,
9) Afshan Gheshmi,
10) Ali Gheshmi,
11) Shahin Gheshmi,
12) Rin Arya,
13) Sam Arya,
14) Sima Dini,
15) Sevil Sahelgozin,
16) Farideh Sahelgozin,
17) Nahid Sahel,
18) Shahnaz Peikar,
19) Bijan Yahyapour,
20) Shahram Namvarazad,
21) Soofi Namvar,
22) Shahrokh Biniaz,
23) Taha Hasaniani,
24) Hamid Ghahremani,
25) Hossein Gholipour,
26) Babak Yazdi,
27) Saeed Aghaye,
28) Fourogh Mansouri,
29) Fatemeh Mansourifar,
30) Fereshteh Firouzi,
31) Hoshang Firouzi,
32) Afshin Firouzi,

33) Manijeh Sadeghi
,
34) Mehdi Amin,
35) Mohamad Razaghi,
 
36) Negin Shams,
37) Negin Shams,
38) Dr. Mehdi Shams,
39) Soheila Khodakhah,
40) Parviz Tahani,
41) Naser Mesri,
42) Shahram Behbahani, 
43) Mehdi Kouhestaninejad, 44) Homa Farid,
 45) Keyvan Behbahani,
 46) Homayon Rezavand,

including 4 ICC Board Members (in red) + 50 more names that have not been publicized yet.                     VIDEO

 

Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca