General Issues Related to the Community

Main Page  Articles Photo Gallery  Videos 

"تا آخرین نفس با متعرضین به آزادی بیان مبارزه خواهم کرد"

June 11,  2015
با تشکر از ایران استار و شهرما

قابل توجه است که نام بسیاری از افرادی که تظاهرات هفته گذشته را رهبری کرده اند در لیست معترضین آن زمان دیده نمیشود. کاوه شهروز و فرخ زندی دو تن از امضاء کنندگان و معترضین  به این گرامیداشت، یک ماه قبل از آن به هییت مدیره کنگره ایرانیان پیوسته ولی این موضوع را در کنگره مطرح نمیکنند. رضا بنائی یکی دیگر از امضاء کنندگان نامه اعتراضی نیز با اینکه در سال 2012 یکی از اعضاء هییت مشاور و در سال 2014 ریاست کنگره را به عهده داشته است، هیچ واکنشی نسبت به مراسم گرامیداشت آن سال از خود نشان نداده و آنرا با فعالیت های کنگره در رابطه نمیبیند. گویا در سال 2013  فقط گروه کمونیست کارگری در اعتراض به گرامیداشت خمینی در مقابل مسجد در ریچموند هیل حضور داشته است. در سال 2014 هیچ اثری از اعتراض در مقابل مسجد که هر ساله برنامه گرامیداشت خود را برقرار کرده وجود ندارد. از این رو تظاهرات روز یکشنبه سی و یکم ماه می را یا باید معجزه ای پنداشته، و یا آغاز فصلی نو در فعالیت های سیاسی کامیونیتی دانست.

البته شاید در ظواهر امراین تجمع خود را عظیم نشان دهد، ولی اگر حاصل صف بندی بیش از پانزده گروه سیاسی فقط سیصد الی چهار صد نفر است، بسیار مایوس کننده میباشد. البته این نکته را هم در نظر داشته باشیم که اگر این نوع تجمعات جنبه سیاسی کمتری به خود میداشت، شاید مورد استقبال تعداد بیشتری از افراد قرار میگرفت که نمیخواهند، در کنار و یا زیر پرچم گروهی دیده شوند.

حضور در فعالیت های اجتماعی مجاهدین، خواه از طریق برنامه چهارشنبه سوری سال گذشته در ریچموندهیل، یا حمایت از جناح خاص در کنگره ایرانیان و یا کاندیداهای انتخاباتی پارلمان های کانادا، یا حضور چشم گیر پرچم های آنها در تجمع روز یکشنبه، شکست های متعدد جناح انحصار طلب در فعالیت های اخیر کنگره، وارد شدن در فعالیت های اجتماعی نسل جوان و تحصیلکرده و قشری از افراد کامیونیتی که تا به حال خاموش بوده اند، جهت گیری و اظهار نظر های علنی افراد سرشناس که تا به حال سعی میکردند در امور کامیونیتی دخالتی نداشته ویا بیطرف باقی بمانند، و یا توجه بیشتر رسانه های جمعی، عواملی میباشند که در شکل گیری تظاهرات اخیر بی تاثیر نبوده اند.

با حضور فعالتر و بیشتر مردم در صحنه فعالیت های اجتماعی، نیازبه جمع آوری و به اشتراک گذاردن اطلاعات، و بخصوص نگرش تحلیل گرانه به وقایع بیشتر حس میگردد. به گفتگو در آوردن موضوعات روز و شرکت هر چه بیشتر در آنها، نه تنها آگاهی جمعی را بالا برده، بلکه اخطاری خواهد بود برای آنهائی که تا به حال از خاموشی دیگران برای پیشبرد اهداف خویش سوء استفاده نموده اند. آزادی و دموکراسی مسئولیت و وظیفه می آفرینند. آگاه بودن و آگاهی بودجود آوردن در شکوفا کردن و حفظ بقای آن تاثیرات فراوان دارند. بخصوص برای ما ایرانیان که حکومت استبدادی صد سال گذشته، ما را یا مطیع، بی تفاوت و یا مستبد به بار آورده است. بدون آنکه به آن واقف باشیم استبداد تاثیرات مخرب خود را در پندار، گفتار و کردارمان گذاشته است. از طرفی خونمان به جوش می آید که چرا خمینی را با گاندی و نلسن ماندلا مقایسه میکنند، ولی از طرف دیگر برای محروم کردن دیگران از آزادی، از مقایسه کردن او با هیتلر ابائی نداریم. از آزادی بیان بهره میگیریم تا دیگری را از آزادی بیان محروم سازیم. هر که را که مخالف ما می اندیشد دشمن دانسته و هزار تهمت و بر چسب بر او میزنیم. آنچنان در وهم و خیال خویش گم گشته و خود را برحق میدانیم که انسان و انسانیت را فراموش میکنیم. نباید از آن بترسیم که دیکتاتور ها هم بتوانند از برکت آزادی حرف خود را بزنند، بلکه ترس ما باید از آن باشد که به بهانه های مختلف ریشه های آزادی و دموکراسی را بخشکانند.


Facebook/hambastegi.hemayat

facebook/ICC 2014Election
facebook/Letís Talk Iranian Canadian Congress!
 
I'm an Iranian-Canadian to

در گردهمائی دسامبر گذشته کنگره ایرانیان، بسیاری از ما نام محمود یادگاری را برای اولین بار از دهان افرادی که سعی داشتند از نا آگاهی اعضاء بهره گرفته، و هییت مدیره وقت را محکوم به حمایت از متهمی سازند، شنیدیم. جمع آوری اطلاعات پیرامون این موضوع از طرفی مسلم نمود که کنگره ایرانیان هیچ حمایتی از این فرد نکرده و از طرفی دیگر که کامیونیتی در حمایت از حقوق بشری و انسانی خانواده این فرد کوتاهی کرده است. اظهار این مطلب از طریق درج مقاله ای  در ایران استار و شهرما در تاریخ 5 فوریه، نتیجه اش طومار اعتراض آمیزی با صد امضاء بود که در نشریه ایران استار در تاریخ 12 فوریه به چاپ رسید. قابل ذکر است که فقط نام چهل وشش نفر از امضاء کنندگان همراه مقاله دیده میشد و تماس های متعدد با نشریه برای دسترسی به نام مابقی امضاء کنندگان تا به امروز ناموفق باقی مانده است. انشاالله که شهلا غفوری و شهرام نامور آزاد عاملان اصلی تهیه این طومار و فاطمه منصوری فر ارسال کننده آن به ایران استار، همکاری نموده و نام بقیه امضاء کنندگان را در اختیار مخاطب آن قرار دهند.

نکته جالب دیگر در این رابطه، ملاقات با هوشنگ فیروزی، یکی از کاندیداهای انتخاباتی کنگره که انصراف خود را قبل از انتخابات اعلام داشته، میباشد. این ملاقات زمانی صورت میگیرد که ایشان، در روز و در مقابل ساختمان محل برگزاری انتخابات، مشغول به توزیع لیست اسامی کاندیداهای ناموفق میبود. بعد از گفتگوئی کوتاه پیرامون کاندیدا ها، ایشان اعتراف میکند که نام مهدی شمس را تا به حال نشنیده و مقاله ای هم از ایشان نخوانده است، و از اینکه نام او و دو تن از اقوامش در تائیدیه موارد مندرج در طومار استفاده شده است تعجب مینماید. در ضمن قابل ذکر است که بعد از این گفتگو ایشان از توزیع اوراق تبلیغاتی خودداری نموده و اوراق باقیمانده را به شخص دیگری تحویل میدهد . چه خوب بود که میدانستیم که حرف حق و بجا نیاز به جمع آوری امضا های زنجیره ای ندارد، و حرف ناحق را اگر با صد جواهر زینت دهیم باز همان بهتر که از بر زبان آوردنش خودداری کنیم.

بطور کلی نا آگاهی باعث میگردد که عده ائی بتوانند از وقایع به نحو دلخواه و در جهت اهداف خاص بهره گیری نمایند. جمع آوری اطلاعات و بررسی آنها این امکان را بوجود میاورد که تا اندازه ای با دلایل و انگیزه های ریشه ای جریانات آشنائی پیدا کرد.  تظاهرات روز یکشنبه سی و یکم ماه می، باعث شد که بسیاری از افراد کامیونیتی برای اولین بار مطلع گردند که در شهر تورنتو عده ائی هستند که هر ساله در روز وفات خمینی مراسم گرامیداشتی برای او برقرار میکنند. با توجه به اطلاعاتی که در رابطه با این گونه گرامیداشت ها جمع آوری شده، به سادگی میتوان دریافت که اعتراض امسال جنبه پوششی داشتی و اهداف متعدد دیگری در خود نهفته دارد، که با مروز زمان آشکار خواهند شد. این اطلاعات در سایت "همبستگی" در حاشیه مقاله هفته گذشته، تحت عنوان "آزادی و دموکراسی را قربانی نکنیم"، دردسترس همگان میباشد.

در سال 2012 در دانشگاه کارلتون، انجمن دانشجویان ایرانی، کنفرانسی در جهت گرامیداشت خمینی برقرار میکنند که با مخالفت عده ائی از اساتید ایرانی دانشگاه ها و افراد برجسته کامیونیتی روبرو میشود. این عده از طریق نامه ای با دوازده امضا اعتراض خود را به ریاست دانشگاه عنوان میکنند. جان آسبورن، رئیس یکی از دانشکده های کارلتون در مکاتبه اش با کاوه شهروز و حسین بنائی اعتراض آنها را سانسور و جلوگیری از آزادی بیان دانسته و اعلام میدارد که تا آخرین نفس با متعرضین به آزادی بیان مبارزه خواهد کرد.

Last Edited 06/09/2016 - For all comments on this site info@signandprint.ca