General Issues Related to the Community

Main Page  Articles Photo Gallery  Videos 

نه کانادائی

 

 نه ایرانی

 

 نه مذهبی

 

نه عقیدتی

 

 

July 23,  2015
با تشکر از ایران استار و شهرما

کشورهائی که هر کدام زرادخانه ای از سلاح های اتمی را در اختیار دارند، منع گسترش سلاح های هسته ای را شعار قرار میدهند. تنها کشوری که دو بار از این نوع سلاح استفاده کرده و باعث کشتار میلیون ها انسان شده است درس اخلاق به جهانیان داده و رهبری مذاکرات را عهده دار میشود.  کشور هائی مانند ایران و عراق که بعد از هشت سال جنگ حتی نمیتوانند بر یکدیگر غلبه کنند، به عنوان کشور هائی معرفی میگردند که میتوانند امنیت جهانی را به خطر بیاندازند. یکی را به دلیل عرب بودنش در یک منطقه عربی نابود، و دیگری را به خاطر عجم بودنش به قدرت منطقه ای تبدیل میکنند. بی مورد نخواهد بود اگر نقش ایران را در منطقه همچو نقش اسرائیل بپنداریم، با این فرق که یکی یهود در میان مسلمانان و دیگری شیعه در میان سنی ها میباشد. انگاری که هزاران سال یهود ستیزی و یهود گرائی کافی نبوده که اسلام گرائی و اسلام ستیزی نیز میبایست به آن اضافه شود. 

 جای تعجبی ندارد و نخواهد داشت که ستم دیدگان، آنهائی که دیگر امید و اعتقادی به عدالت ندارند، آنهائی که دیگر چیزی از برای باختن و از دست دادن ندارند، به جرقه ای شعله ورگردند. جان خود را در کف گذاشته و چه برای بقا و چه برای عدالت خواهی به آخرین مبازه خود بپردازند. غافل از آنکه این نیز ترفند دیگری از نقش آفرینان میباشد که با استفاده از آمادگی این افراد حتی عدالت خواهی آنها را در جهت منافع خویش به بازی میگیرند. آنچنان وحشتی در جهان بوجود میاورند که حتی در جوامع دموکراتیک، و پیشرفته، شهروندان آزادی و دموکراسی را که حاصل سالیان دراز مبارزه میباشد به اختیار از دست میدهند. آنچنان جو را آماده میسازند که قوانینی همچو سی 24 و سی 51 مورد قبول جامعه قرار میگیرند. به عکس آنچه که سعی میکنند به جامعه بقبولانند، این قوانین در جهت مقابله با تروریسم نبوده، بلکه هدف اصلی آنها بوجود آوردن ترس و وحشت در شهروندان میباشد، تا مبادا افراد به حمایت از جریانات عدالتخواهی برخاسته و یا اینکه به آنها بپیوندند. جای تعجبی ندارد که هر روزه تعداد جوان هائی که دیگر به سیاست های تبعیضی و استعمارگرانه دولتمردان خود اعتقادی ندارند، افزایش مییابد. اما پیوستن آنها از روی غفلت به جریانات افراطی که در ظاهر عدالتخواهانه مینمایند جای تاسف دارد. که چه بسا عاملین اصلی راه اندازی این جریانات همین دولتمردان باشند.

متاسفانه و یا خوشبختانه دوران باورهای جمعی در جهت تغییر دنیا از میان رفته است. نیمی از جهان برای بقا و نیمی دیگر در بی تفاوتی مطلق به سر می برد. اقلیتی نیز در خود تعهدی نسبت به بشریت احساس کرده و بی توجه به آنکه دیگران چه میکنند و چه میاندیشند هر کدام نسبت به باورهای خود در جهت بهبود شرایط اجتماعی و کمک به انسان ها فعالیت میکنند. چند هفته پیش در تورنتو شاهد تجمع ده هزار نفره این نوع افراد بوده ایم  که خارج از باور های شخصی خود،  درعدالتخواهی، برابری و احترام به محیط زیست همصدا میگردند. ما مهاجرین شاید در ظاهر یکدیگر را از تبار، مذهب و عقیده های مختلف بدانیم ولی در باطن واقفیم که دیگر نه به سرزمینی که در آن به دنیا آمده ایم، نه به سرزمینی که شهروندی اش را اختیار کرده ایم، نه به مذهب و نه به عقیده خاصی تعلق داریم. مهاجرت اجباری و یا اختیاری به عنوان پدیده ای جهانی در حال گسترش، انسان ها را برای دوران حقوق بشر آماده میسازد. رسته از وابستگی های ملیتی، مذهبی، عقیدتی، و تک فرهنگی، ما به جامعه مهاجری تعلق داریم، که نه فقط در حال تغییر چهره ظاهری دنیا بوده، بلکه در حال بوجود آوردن تحولی در ماهیت شهروندان جامعه جهانی میباشد. ساختار خاص کانادا محیط را برای آنچه فردای دنیا خواهد بود مهیا کرده است. نبود قدمت تاریخی و فرهنگی خاص این امکان را میدهد که فرد و یا جمع به راحتی جای خود را در این محیط پیدا کنند. هر چقدر هم که دولتمردان، سیاستمداران و آنهائی که منافعشان در جهت مخالف این روند میباشد به مخالفت برخیزند، آزادی و دموکراسی حاکم این امکان را میدهد که بطور موثر عمل نمود. باشد که با پی بردن به این حقیقت برای بهبودی شرایط اجتماعی و برقراری عدالت به پا خیزیم.


Facebook/hambastegi.hemayat

facebook/ICC 2014Election
facebook/Letís Talk Iranian Canadian Congress!
 
I'm an Iranian-Canadian

مسابقه جهانی فوتبالی را مجسم کنید که یک دروازه بیشتر نداشته باشد، هر کدام از دو تیم طبق قوانین و ضوابط خاص خود بازی کنند، و نتیجه مسابقه از قبل تعیین شده باشد. شاید در ظاهر به نظر عجیب بیاید ولی در واقع این حقیقت دنیائی میباشد که در آن زندگی میکنیم و نمونه اش مذاکرات و توافق هسته ای 5+1 میباشد. جای تعجبی نخواهد بود که در پایان چنین مسابقه و یا مذاکره ای هر دو طرف پیروزی را از آن خود بدانند . ابر قدرت ها طبق ماهییت استعمارگرانه خود، پیروزی را در گل های وارده وشرایط تحمیلی به حریف میسنجند، و طرف دیگر که به اجبار خود را در بازی نا خواسته و نا برابر مییابد، دوام آوردن تا پایان زمان مسابقه یا مذاکره را برای خود هدف و پیروزی میداند. ملت ها نیز هر کدام به فراخور آنچه که به خورد شان داده اند، به جشن و پایکوبی، فریاد و ناسزا گوئی، تمجید و تعریف، و یا به ارزیابی هسته ای جزئیات میپردازند. غافل از آنکه کمدی تراژدی جهانی که هر کدام از ما در آن نقشی داریم آنچنان ما را به خود مشغول کرده، که بی عدالتی ها را نادیده گرفته و قربانیان چنین مذاکراتی را از یاد برده ایم.

تجربیات تلخ ولی واقعی گذشته انسان را وامیدارد که نسبت به هر آنچه میبیند و میشنود با شک و تردید برخورد کند. آنطور که غرب تا به حال وانمود کرده است آیا ایران واقعن در چند قدمی به دست  آوردن  سلاح های اتمی میباشد؟ تبلیغات مغرضانه و دروغین پیرامون تولید و انبار سلاح های کشتار جمعی در عراق را به یاد داریم، که چگونه  باعث تجاوز نظامی به عراق و نابودی آن کشور میگردد. اگر آنطور که غرب عنوان میکند تحریم ها به بهترین وجهی عمل کرده اند، چرا ادامه پیدا نمیکنند تا رژیمی که بنا بگفته خود آنها عامل و پشتیبان تروریسم جهانی میباشد ساقط گردد؟ آیا طرح حمله نظامی به ایران یک بلوف سیاسی نبوده که با این توافق نامه بقای این رژیم برای بیست و پنج سال دیگر مورد تائید قرار گیرد؟  مذاکراتی که بیش از ده سال بطول میکشند، و آنچه از این توافق نامه بر میخیزد شک و تردید را بر می انگیزد که حفاظت از تمامیت ارضی ایران و دور نگاه داشتن آن از پیوستن به سرنوشت افغانستان، عراق، و سوریه در سی و چند ساله اخیر، نتیجه سیاست های خارجی حکومت جمهوری اسلامی نبوده است. این توافق نامه که میتواند تضمین، تائید و تجدید اعتبار ایران به عنوان قدرتی در منطقه تلقی شود، نشانی از اشتراک و تداخل منافع ایران و کشورهای غربی در سیاست های خارجی اتخاذ شده توسط رژیم جمهوری اسلامی می باشد.

در دورانی زندگی میکنیم که دسترسی به اطلاعات بسیار ساده مینماید ولی امکان تشخیص صحت آنها غیر ممکن بوده و متاسفانه زمانی با حقیقت ها روبرو میگردیم که دیگر دیر است. از این رو پی بردن به آنچه نهفته در توافق هسته ای میباشد نه ممکن و نه هدف این مقاله میباشد.  ولی در عوض آنچه برهمگان آشکار بوده، بی عدالتی جهانی میباشد که مذاکرات و توافق اخیر نمونه ای از آن است.

Last Edited 06/09/2016 - For all comments on this site info@signandprint.ca