|
اگر
بتوانیم این حس تعلق را هر چه بیشتر تقویت نمائیم، خواه
ناخواه در تمام امور اجتماعی تاثیر گذاشته و باعث آن خواهد
شد که تک تک افراد جامعه از آن بهره مند گردند. موفقیت یک
کامیونیتی، موفقیت کل جامعه بزرگتر بوده و به نحوی بهتر
استفاده نمودن از امکانات موجود میباشد. همبستگی و تقویت
کامیونیتی ها را نباید جدا کردن و رو درروی هم قرار دادن
آنها به حساب آورد.
شاید در مجموع پائین بودن سطح مشارکت جمعی و تعداد رای
دهندگان باعث تاسف باشد، ولی با پی بردن به این واقعیت
میتوان دریافت که به چه سادگی میتوان از ضعف ها به نفع
مثبتی استفاده نمود. این نه فقط کمکی برای حل مشکل اصلی که
همانا افزودن مشارکت جمعی میباشد، بلکه استفاده از شرایط و
امکانات موجود جهت پیشبرد اهداف کامیونیتی خواهد بود، که
از جمله حضور در صحنه های سیاسی و رده های بالای حکومتی
میباشد. حضور بیش از پانزده هزار ایرانی در ریچموند هیل و
شرکت حدود پانصد نفر از آنها در انتخابات اخیر، نه فقط
باعث تاسف بلکه تعجب است. در عین حال نشان دهنده وجود
امکاناتی میباشد که دست نخورده باقی مانده اند. قبل از
آنکه احتیاج باشد که توجه خود را به منابع خارج از
کامیونیتی متمرکز کنیم، شاید با تلاش و صرف نیروی کمتر
بتوان با استفاده از امکانات داخلی به همان نتایج رسید.
بطور مثال به جای اینکه لازم باشد برای فعالیت های
انتخاباتی درب به درب منازل رفته که نیازمند به زمان و
نیروی انسانی فراوان میباشد، با شرکت در فعالیت های جمعی
کامیونیتی و با صرف هزینه و وقت کمتر میتوان به همان نتایج
رسید. مطمئنن جذب افرادی که به دلایل مختلف دور از فعالیت
های اجتماعی قرار گرفته اند، ساده تر آز آن خواهد بود که
بخواهیم با هزینه های سنگین و تبلیغات بسیار، در جلب توجه
افرادی خاص رقابت کنیم. میدان عمل آنچنان وسیع و منابع
آنچنان متعدد میباشند، که همکاری بین کاندیدا ها برای
افزودن تعداد رای دهندگان عاقلانه تر از رقابت مینماید.
شکی نیست که در این نحوه تفکر و عمل بیشترین موفقیت برای
کامیونیتی بوده که هر کدام از کاندیدا ها عضوی از آن به
حساب میایند.
باشد در همین وقت اندکی که تا انتخابات شورای شهر در بیست
و هفتم اکتبر، و درون حزبی لیبرال ها در حوزه ویلودیل در
سی ام سپتامبر باقی مانده است، از این تجربیات استفاده
نموده و باعث موفقیت های بیشتر برای کامیونیتی باشیم. به
جای به حاشیه کشاندن توجه افراد با عنوان نمودن بحث های
روشنفکرمابانه، کاری کنیم که اکثر آنهائی که به عضویت حزب
در آمده اند، در روز انتخابات به پای صندوق های رای حاضر
شوند. از لیلی و علی بخواهیم که در این دو هفته آخر رقابت
را به کنار گذاشته، فقط در بیدار نگاه داشتن توجه رای
دهندگان به این انتخابات تلاش نمایند. این واقعیت را بر
همگان آشکار کنیم که اگر هدف خود را پیروزی یکی از کاندیدا
تعیین کنیم، احتمال آن خواهد بود که هر دوی آنان با شکست
مواجه گردند. در صورتیکه به موفقیت کامیونیتی ارجحیت دهیم،
مطمئنن یکی از این دو کاندیدا موفق خواهد شد.
حضور در روز رای گیری، انداختن رای در صندوق، و انتخاب دو
کاندیدای ایرانی به عنوان آرای اول و دوم، سه شرط اصلی
میباشند که حاصلش همانی خواهد بود، که بعد از اعلام نتایج
انتخابات ریچموندهیل بوقوع پیوست. باشد که اینبار با شنیدن
آن خبر خوش، با بوق زدن در خیابان ها و جمع شدن در میدان
مل لستمن، حضور جدی خود را در صحنه های سیاسی کانادا اعلام
و جشن بگیریم. روز سی ام سپتامبر را به عنوان روز تقدیر از
شهامت و زحمات کاندیداهای انتخاباتی بشناسیم. افرادی که به
هر نحوی چه با اعلام آمادگی و نامزدی خود در انتخابات،
کناره گیری، و یا با شکست و پیروزی باعث افتخار کامیونیتی
میباشند.
facebook/Hambastegi.Hemayat |
انتخابات اخیر درون حزبی لیبرالها در ریچموندهیل حاوی
نکاتی میباشد که میتوانند در شناخت اجتماعی ما نسبت به
کشور و کامیونیتی ایرانی کمک نمایند. در انتخابات پارلمانی
انتاریو که در ماه جون انجام گرفت، بیش از 14000 نفر به
رضا مریدی از حزب لیبرال رای داده اند. در صورتیکه در
انتخابات درونی همان حزب که اخیرن انجام گرفت، با اینکه
حدود 2000 نفر فرم عضویت در حزب را پر کرده بودند فقط نیمی
از آنان در این انتخابات شرکت کرده اند. پائین بودن سطح
مشارکت ساکنین ریچموندهیل در این انتخابات نمایانگر آن
میباشد، که عدم علاقه به مشارکت در امور سیاسی نه فقط در
کامیونیتی ما بلکه بر کل جامعه صادق است. در مقایسه با
دیگر کامیونیتی ها، ایرانیان در هر دو انتخابات اخیر نقش
فعال تری داشته که حاصل آن یک نماینده در پارلمان انتاریو
و یک نماینده از حزب لیبرال در انتخابات فدرال سال آینده
خواهد بود. هر کدام از این موفقیت ها میتوانند کمکی برای
موفقیت های بعدی باشند، از جمله موفقیت یکی از دو کاندیدای
ایرانی در ویلودیل و مرجان مریدی در انتخابات شورای شهر که
اولی در تاریخ سی ام سپتامبر و دیگری قرار است در بیست و
هفتم ماه اکتبر انجام گیرد.
گفتگو بر سر اینکه حضور چند کاندیدای ایرانی در یک حوزه
میتواند به ضرر همه آنان تمام شود، از موضوعاتی بوده که در
چند ماه گذشته توجه کامیونیتی و نشریات را به خود جلب کرده
است. انتخابات اخیر ریچموندهیل نشان داد که این موضوع به
این سادگی که میپنداریم نیست. عوامل و موقعیت های مختلفی
وجود دارند که حضور چند کاندیدا میتواند در بعضی از آنها
تاثیرات مثبت و در بعضی دیگر تاثیرات منفی داشته باشد. با
اینکه گزارش شمارش آرا هنوز رسمن اعلام نشده است، ولی
میتوان تائید نمود که حضور کاوه شهروز در انتخابات اخیر،
در موفقیت مجید جوهری تاثیر مستقیم داشته است.
در اولین شمارش و در نظر گرفتن نام اول آرا، هیچکدام از
کاندیدا ها نتوانستند به حد نصاب پنجاه درصدی لازم برسند.
حذف برایان چمبرلین، که کمترین رای را در شمارش اول به دست
آورده بود، و در نظر گرفتن آرای دوم برگ های انتخاباتی که
نام او را بعنوان رای اول در بر داشته اند، تغییرات لازم
را جهت موفقیت یکی از سه کاندیدای دیگر، که همانا به حد
نصاب رسیدن میباشد، در شمارش دوم بوجود نیاورد. در شمارش
سوم بعد از حذف کاوه شهروز و در نظر گرفتن رای دوم برگ
آرائی که نام او را به عنوان انتخاب اول در بر داشت، مجید
جوهری در صدر قرار گرفته و با به دست آوردن حد نصاب پنجاه
درصدی، از الیزابت ویلفرت پیشی گرفته و دراین انتخابات
پیروز میگردد. مطمئنن انتخاب دوم بسیاری از ایرانیانی که
رای اول خود را به کاوه داده بودند، مجید جوهری بوده، که
همین امر باعث موفقیت او شده است.
با در نظر گرفتن شخصیت فردی این دو کاندیدا، نحوه مبارزات
انتخاباتی آنان، رای دهندگان، حامیان مالی و معنوی، میتوان
پی برد که انتخابات امری بسیاری پیچیده و یک حرکت جمعی
میباشد. اگر به کامیونیتی اعتقاد داشته باشیم، پیروزی و
شکست فرد در درجه دوم قرار گرفته و آنچه در مقام اول اهمیت
قرار میگیرد، مشارکت هر چه بیشتر افراد در انتخابات و حس
همدلی در هنگام رای دادن است. این امری طبیعی مینماید که
هر فرد تمایل و گرایش به یکی از کاندیدا ها داشته باشد.
این گرایش ها میباشند که باعث بوجود آمدن شور و شوق و
فعالیت بیشتر در میان افراد میشود. خواه ناخواه مجید و
کاوه هر کدام با تلاش و تماس خود با اقشار و گروه های
مختلف، توانسته اند افرادی را به پای صندوق رای بیاورند که
دیگری از انجام آن عاجز بوده است. تصور اینکه اگر
یکی از این دو فقط در انتخابات شرکت کرده بود، باز همان
افراد و همان تعداد در انتخابات شرکت میکردند فکری باطل
است. آنچه این دو کاندیدا را از دو کاندیدای دیگری متمایز
میساخت، تعلق آنها به یک کامیونیتی مشترک است، که باعث
موفقیت یکی از آنان گردید. |