|
July 07, 2016
|
به هر حال اگر تکراری هم باشد بی مورد نخواهد بود، چون عدم ثبت وقایع، نگاهداری از مدارک و اسناد، و اهمیت دادن به حفظ تاریخچه، از کوتاهی هائی میباشند که این نهاد از آن آسیب دیده است. متاسفانه به نظر میاید که بار دیگر وارد مرحله ای شده ایم که به بهانه های مختلف سعی میشود که تا جای امکان اثری به جا باقی نماند. ضبط برنامه ها متوقف شده، اطلاع رسانی به حداقل رسیده، و مشارکت جمعی اهمیت خود را از دست داده و به نظر نمیاید که دیگر یکی از اهدف اصلی این نهاد باشد. صورتجلسات هییت مدیره جنبه فرمایشی پیدا کرده و انگاری که تابلوی اعلانات مصوبات حکومتی میباشند. صحبت از حذف صفحه رسمی فیسبوکی آی سی سی فوروم است. رئیس و نایب رئیس کنگره از هم اکنون به عضویت خود در دیگر صفحاتی که به کنگره مربوط میشوند پایان داده اند. در نتیجه تمام گفتگو های سابق آنها در این صفحات حذف شده اند. انگاری تفاهم را در تکصدائی یافته اند. غافل از آنکه در چنین شرایطی بیشتر مشخص میگردد که آن صدا، صدای کیست. انگاری برای چندمین بار یکی از تجربیات ناموفق گذشته را باید تجربه کنیم. عده ائی عنان را در دست گرفته اند که باور دارند برای پیشبرد فعالیت ها بهتر است از مشارکت اکثریتی صرف نظر کرد. تایاز فخری یکی از اعضای هییت مدیره، و مدیر توسعه کنگره ایرانیان، سال گذشته تحت مقاله ای، این نحوه را مدیریت بسته با کارائی حداکثری میشناسد. غافل از اینکه هفت نفری که پیش نویس اساسنامه این نهاد را تهیه کرده اند به همین نحوه تفکر عمل نموده و با اینکه نیتی جز خدمت نداشته اند، از روز اول این نهاد را بر پایه هائی غیر دموکراتیک بنا نموده اند. برای پی بردن به این مورد، خواندن مقاله فرح طاهری که تحت عنوان " برگزاری مجمع عمومی کنگره ایرانیان کانادا: شنیده ها و ناشنیده ها" در 15 نوامبر 2007 در نشریه شهروند به چاپ رسیده است توصیه مشود. متاسفانه این تنها گزارش موجود است که بصورت مفصل، نه تنها به شرح اولین مجمع عمومی کنگره ایرانیان پرداخته، بلکه اطلاعاتی را نیز از نحوه تاسیس این نهاد در اختیار میگذارد. خواندن ناشنیده ها ضروری میباشد. این بخش را با گفتاری از رضا براهنی که در این گزارش آمده است به پایان میرسانم. ایکاش کاوه شهروز، نایب رئیس کنگره ایرانیان در سال 2012، شهرام تابع محمدی سرپرست زیر کمیته بازنگری اساسنامه در سال 2015، اعضای هییت مدیره امسال، بخصوص بیژن احمدی ریاست فعلی کنگره ایرانیان به این نکات بیشتر توجه میداشتند. " به صراحت می گویم: شیوه ی غیردمکراتیک، همیشه به خودسری، اختناق و دیکتاتوری می انجامد. ما مارگزیده ی کشور خود بوده ایم. اجازه ندهید در یک کشور دموکراسی هم از همان مارگزیدگی تقلید کنیم. هفت مرد، همه هم محترم، برای دویست هزار یا شاید سیصد هزار زن و مرد ایرانی مقیم و تبعه ی کانادا، کنگره ی ایرانیان کانادا تشکیل داده اند. کنگره را بخواهیم، ولی هم با شیوه، هم با شکل، هم با محتوا، و هم با مشارکت دمکراتیک. دموکراسی هیچ چیزش مرموز، مبهم، پشت پرده و زیرجلکی نیست. اگر مطبوعات مخالف خفقان در همه جاست، باید مخالف هرگونه خفقان در تبعید، مهاجرت و در تابعیت کشور میزبان نیز باشد. به صراحت می گویم: ما در این جا نیز آزادی می خواهیم. بحث جدی درباره ی کنگره ایرانیان کانادا، کنگره ای جدی و واقعی را به مطبوعات واقعی این کشور بیاوریم، به هر زبانی که می توانیم. برای آن کنگره ی دمکراتیک که در آینده تشکیل خواهد شد و با شیوه ی دمکراتیک تشکیل خواهد شد، آرزوی پیروزی می کنم."
|
هر کس اگر با چنین دقت، توجه، موشکافی، سماجت، اطلاعات، و مستند، به وقایع مینگریست امکان بسیار وجود داشت که او هم به این نتیجه میرسید. که چگونه بدون آنکه دسیسه، عوامل خارجی، غرض و یا هدف خاصی وجود داشته باشد، در محیطی بسیار دمکراتیک، اختناق، سانسور، قدرت طلبی، انحصار گرائی، تبعیض و عوامل دیگری که همگی نشان از گرایشات مستنبدانه میباشند میتوانند شکل بگیرند. جای هیچگونه دلهره و دغده ای نیست. چون موردی که میخواهیم به آن بپردازیم، کنگره ایرانیان است که در آن نه ثروتی نهفته و جز در وهم و خیال بعضی ها، نمایانگر قدرتی نیز نمیباشد. از این رو به علت کوچک بودن کامیونیتی و نهادی که میخواهد سخنگوی آن باشد، بهتر میتوان به بررسی هر دوی آنان پرداخت. دریافت که آمادگی محیط اجتماعی و محیط ذهنی افراد، چگونه و به چه سادگی میتوانند در شکل دادن به روابط اجتماعی، بوجود آمدن هسته های قدرت، و شکل گیری حکومت ها موثر باشند. با این امید که کمکی باشد برای مشاهده همان پدیده و روند در محیط های گسترده، پیچیده و جدی تری که تجربه کرده، و یا در هر حال تجربه کردن هستیم. آری دریابیم که به چه سادگی انقلابی سرنوشت ساز برای کل جهان را، که تک تک ما در بوجود آمدنش نقشی بازی کرده ایم، از دست داده ایم. مهمتر آنکه دریابیم هر کدام از ما با حضور و مشارکت، و یا با بی تفاوتی و سکوت، خواسته و ناخواسته یکی از بازیگران هر آنی هستیم که در جهان میگذرد. چه رژیمی که امروز در ایران سرکوب میکند، چه رژیمی که قبل از آن به نحوی دیگر ملتی را در بند داشت، بدون ما نمیتوانستند وجود داشته و یا اینکه پایدار باقی بمانند. افسوس که با تغییر مکان به محیطی دموکراتیک، بسیاری از ما بی تفاوتی و سکوت دیروز خود را با این باور که به بهشت موعود رسیده و دیگر نیازی به حضور در صحنه نیست جایگزین کرده ایم. هیچ ادعائی و قصد اثباتی در میان نیست. اگر تا جای امکان به مستندات اتکاء، و از افراد نام برده میشود فقط برای واقع گرائی و دوری از قصه پردازیست. هر چقدر هم که صحیح باشد باز نگرش یک فرد است که سعی مینماید تا جای امکان بی طرفی را حفظ کند. از خواننده میخواهد که آنجائیکه شک و تردیدی به نظرش میاید، به تحقیق و بررسی بپردازد، کمک به تصحیح آن بنماید، ویا بدون خشم و کینه ورزی از کنارش بگذرد. در عصری زندگی میکنیم که از یکطرف تکنولوژی این امکان را به ما میدهد که ناممکن را هم به تصویر در آوریم. از طرفی دیگر همچو رئالیتی شو ها، و یا استفاده از وقایع و افراد عادی در فیلم ها، بخصوص فیلم های تبلیغاتی و مستند، سعی میشود رابطه نزدیکتری با مخاطبین برقرار شود. این را هم همچو تاریخ نویسی، روزنامه نگاری، و یا جامعه شناسی به سبک رئالیتی شو های امروز بدانیم، که منتظر نمیماند که وقایع به اثبات رسیده باشند تا به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد. بلکه پا به پای وقایع پیش میرود و با حضوری که خود آگاهی بیشتری را میطلبد به نگرش لحظه ها میپردازد. پس چون مرتبط با وقایعی میباشد که به زمان حال مربوط میگردند، و بازیگران، واقعی بوده و هر کدام در بوجود آمدن آن نقشی داشته و دارند، میتواند مادام ادامه پیدا کرده و هر لحظه تغییر کند. از این رو روا نیست که از طولانی شدن آن، ذکر نام افراد، و یا دیدن نقش خویش در آن خرده گرفت و آزرده گشت. باشد که این روایت پردازی، بررسی وقایع، و یا هر نامی که بر آن مینهیم در روند وقایع موثر قرار گیرند. بار ها قصه کنگره ایرانیان از زبان های مختلف نقل شده است. ولی انگاری هر بار که فصل دیگری از آن آغاز میگردد لازم مینماید که به روز های اول بازگشته و بار دیگر با دیدی دیگر به وقایع نگریست. |
|||
|
Last Edited 03/08/2016 - For all comments on this site info@signandprint.ca |