Persian Gulf

Main Page  Articles Photo Gallery  Videos 

هدیه نوروزی

 هارپر

 به کامیونیتی

March 13 2014
با تشکر از شهرما از برای چاپ این مقاله

تظاهرات اعتراضی دوم با اینکه در شرایط مناسب تری بر قرار شد، با استقبال کمتری از افراد جامعه مواجه گردید. اگر از اشتباهات اولیه از قبیل انتخاب غلط محل برگزاری، طولانی بودن زمان، و طراحی نامناسب آگهی و پوستر ها بگذریم، متوجه عارضه مهمتری میگردیم که گریبانگیر کامیونیتی ما میباشد. اکثر آنهائی که در تظاهرات اول که در سرمای کشنده و در یک روز کاری برقرار شد شرکت داشته،  در تظاهرات دوم حاضر نشدند. اینطور به نظر میاید که برگزار کنندگان هر جریانی نقش مهمی در دفع و جذب افراد دارند. انگاری که موضوع اصلی در درجه دوم قرار دارد، و گروهی آن موضوع را فرصت مناسبی از برای ابراز وجود و کسب اعتبار دانسته و از آن در جهت اهداف خویش بهره برداری مینمایند. به همین دلیل میبینیم که کلیه فعالیت ها، بخصوص آنهائی که جنبه سیاسی دارند در هیچ زمان بعد وسیعی به خود نمیگیرند. برگزارکنندکان نیز به این اصل مهم توجه نکرده و سعی نمیکنند طوری رفتار نمایند که هویت آنان موضوع اصلی را تحت الشعاع قرار ندهد.

اضافه بر این، صد سال استبداد چنان وحشتی در ما بوجود آورده که جلوی دوربین ایستادن و صحبت کردن را برای بسیاری ناممکن کرده است، چه رسد به شرکت در تظاهرات خیابانی، به دست گرفتن یک تابلو و یا با صدای بلند شعار دادن. برای ما مشکل میباشد و نمیخواهیم در مراسمی شرکت داشته باشیم که مورد استفبال قرار نگرفته باشد. و یا در کنار پرچمی که به آن اعتقادی نداریم  و یا نزدیک به تابلوئی که با شعار نوشته بر آن مواقت نداریم، عکسی از ما گرفته شود، و یا در کنار کسی قرار گیریم که از نظر ما در جامعه بار منفی دارد. از این رو عده ائی با اینکه تمایل به شرکت در این نوع تظاهرات را داشته ولی خود داری میکنند. عده ائی دیگر در اتومبیل های خود از جلوی این تظاهرات گذشته و نسبت به موقعیت زمان و مکان، جهت حضور و یا عدم حضور تصمیم گیری مینمایند. عده ائی هم فقط در جهت رفع تکلیف، خودی نشان داده و مراسم را سریعا ترک میکنند. به امید آنکه دریابیم که تظاهرات خیابانی، یکی از نیرومند ترین ابزار ها برای مبارزات اجتماعی، بخصوص در کشوری همچو کانادا از برای کامیونیتی های مهاجر میباشد. در صورت استقبال افراد بیشتر، میتوان از این طریق توجه رسانه های جمعی را جلب نموده و اذهان عمومی را تحت تاثیر قرار داد.

تا زمانی که نمایندگان و رهبران مسئولیت بیشتری در قبال جامعه در خود حس نکرده اند، و یا ارگانی همچو کنگره ایرانیان نخواهد با فعالیت های بیشتر از برای خود در جامعه اعتباری کسب کرده، از پشتیبانی مردم برخوردار شده و بلند گوی اعتراضات جامعه گردد، گردهمائی های عمومی تنها وسیله هائی خواهند بود که بتوان آگاهی لازم را بوجود آورده و اعمال نفود نمود.

از حضور علی احساسی، دیوید موسوی، پیتر کوشمان، مشهود ناصری و بخصوص شادی موسوی نیا که با صحبت های خود خطاب به جوانان آغاز نوئی را برای جامعه نوید داد، باید تشکر نمود. ناگفته نماند که برقراری این تظاهرات که چه از لحاظ زمان و چه از لحاظ هزینه های مربوطه، کار بسیار دشواری میباشد، اینبار بارش بر دوش عباس حیدری از "خانه ایران" سنگینی میکرد. باشد که تظاهرات بعدی با همت کل جامعه و در سطح بسیار وسیعی انجام گیرد. برای دسترسی به عکس، فیلم  و سخنرانی های این گردهمائی به سایت و صفحه فیسبوک "حمایت و همبستگی" مراجعه شود.

 

جناب هارپر نخست وزیر کانادا، زمان اندکی قبل از تظاهرات دوم اعتراضی به تعرض لفظی وزیرش به خلیج فارس، با زبانی بسیار مودب و مهربان دریک ویدیوی یک دقیقه ای سال نوروز را به ایرانیان تبریک میگوید. از این فرصت کوتاه استفاده کرده و با اشاره به خلیج فارس که هیچ ربطی به اصل موضوع نداشته،  سعی بر آن میدارد که به این نحو به ایرانیان عیدی داده و دل ما را دوباره بدست آورد. سیاست داخلی و خارجی دولت کانسرواتیو این اواخر بسیار سئوال برانگیز شده، و اینطور مینماید که فقط جنبه های انتخاباتی پیدا کرده است. انگاری پی برده اند که پایان دوره شان رسیده، به هر سوئی دست دراز کرده و به هر نحوی برای بقا تلاش مینمایند. غافل از آنکه با این روش نامعقول و سیاست روز به روز و متناقض، با هر حرکت بر تعداد افراد ناراضی می افزایند.

چگونه میتوان تصور نمود که بعد از حرکت غلط جناب جان بیرد، و استفاده نابجای کلمه ای دیگر از برای خلیج فارس، حتی یک ایرانی بخواهد رای خود را برای دولت کانسرواتیو به صندوق بیاندازد. خطای بزرگتر ایشان این میباشد که بادیدن اعتراض شدید ما ایرانیان، سکوت اختیار کرده و هیچگونه توضیح و معذرت خواهی نمیکند. در عوض ارباب بزرگ با مشتی نقل و نبات میخواهد که ما موضوع را منتفی بدانیم. جناب هارپر با بردن نام خلیج فارس به جا بودن اعتراض ما را تائید کرده و ناخواسته ما را تشویق به ادامه این جریان میکند. ما این حرکت نخست وزیر را نشان از یک پیروزی برای خود میدانیم، که اعتراض ما به گوش دولتمردان رسیده، آنها حرکت ما را به حق دانسته و با روشی غلط سعی به تصحیح آن دارند.

به موازات این جریان سئوالات کلی تری در ذهن هر شهروند کانادائی بوجود میاید، که "حمایت و همبستگی" در هفته گذشته به صورت نامه ای سرگشاده به نمایندگان، رسانه ها و کاندیداهای انتخاباتی فرستاده است. مخاطب سئوال اول، کل جامعه کانادائی میباشد. در کشوری که تشکیل شده از 180 ملیت مختلف میباشد، دولت حاکم چه سیاست بین المللی را باید دنبال کند تا هم منافع کانادا حفظ شده و هم اینکه به احساسات، باور ها و فرهنگ کامیونیتی های مختلف اهانت و لطمه ای وارد نشود؟ مخاطب سئوالات بعدی رهبران و نمایندگان کامیونیتی ایرانی میباشند، ولی بد نیست که تک تک ما نیز در باره آن لحظه ای بیاندیشیم. بعد از نوشتن نامه های اعتراضی و یا درج مقالات در نشریات، در صورت عدم دریافت یک توضیح و جواب قانع کننده چه باید کرد؟ آیا میبایست این مشکل را نیز همچو بسته شدن ناحق حساب های بانکی بعضی از ایرانیان توسط بانک تی دی به فراموشی سپرد؟ آیا میبایست یک سرخوردگی بیشتر بر لیست سرخوردگی های جامعه افزود؟ در اینصورت چگونه میتوان از جامعه این توقع را داشت که به نمایندگان خود اعتماد داشته و به آنها اتکاء نماید؟ چطور میتوان این فکر را از خود دور نمود که چه بسا نوشتن آن نامه ها و مقالات نیز برای کسب  اعتبار و یا سلب مسئولیت برای نگارنده اش بوده است؟

Last Edited 12/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca