|
|
![]() |
|
October 17, 2013 |
آنچه به صورت خاص در این حرکت وجود دارد "نوروز" است، که در تک تک ما از دورترین لحظاتی که به یاد می آوریم نقشهائی آفریده است که ناگفتنیست.
.
برگزاری اینچنین برنامه نه فقط کمک به زنده نگاهداشتن یکی از سنتهای دیرین ما میباشد، بلکه باعث آن خواهد بود که بتوانیم یکی از نمادهای مهم فرهنگی خود را به جامعه ای که به آن پیوسته ایم معرفی نمائیم. شاید بهتر باشد که این را وظیفه ای از برای خود جهت منتقل نمودن این سنت به فرزندان و جوانان خود که دور از وطن میباشند، بپنداریم.
نکته دیگری را که میتوان در کمال طراوتی بانی و مجری اصلی این برنامه ملاحظه نمود، اینست که غیر از توجه و اهمیتی که به کیفیت این برنامه میدهد، خیلی مایل است که این فعالیت با حضور حد اکثر افراد جامعه بوقوع بپیوندد. او مادام تلاش مینماید که با دعوت و جلب و جذب تعداد بیشتری از هنرمندان، فعالان اجتماعی و اشخاص مختلف، چهره دیگری به این فعالیت بدهد. او معتقد است که نوروز به همه تعلق دارد و شرکت در تدارک آن باعث بوجود آمدن اتحاد و حس تعلق به یک کامیونیتی میباشد. بخصوص در این زمان خاص و حساس که با انتخاباتی که در پیش است بیم آن میرود که رقابت های سیاسی باعث آن گردند که تفرقه در جامعه بوجود آید. به جا میباشد که با اهمیت دادن به این برنامه، بخصوص از طرف چهره های شناخته شده و فعالین اجتماعی و از همه مهمتر رسانه های گروهی تا جای امکان از یکطرف یکپارچگی را در جامعه حفظ کرده و از طرف دیگر به شکوه و بزرگی برگزاری این جشنواره بپردازیم.
از اینرو نه تنها به عنوان عضوی از "حمایت و همبستگی" بلکه به عنوان یکی از افرادی که تصمیم بر آن دارد که در این جریان تا جای امکان از دل و جان مایه بگذارد، از همه افراد جامعه، پیر و جوان، زن و مرد، دعوت مینماید که به این فعالیت همگانی پیوسته و کمال را جهت رسیدن به آرزویش که آرزوی تک تک ما میباشد، یاری دهیم.
.
کمال طراوتی را برای اولین بار در سال 2010، زمانی که از برای چاپ آگهی های تبلیغاتی مربوط به "کنسرت گروه کر ملی ایران" که برگزارکننده و رهبر آن بود،همراه پسرش در محل کارم ملاقات کردم. برخوردی بود مانند تمام برخورد های دیگر که چیز خاصی در خود نهفته نداشت. جز آنکه مثل همیشه، هر باری که با کسی ملاقات میکردم که با رقص و آواز و موسیقی سر و کار دارد، کمی در وجودم نسبت به شغل و فعالیتش احساس غبطه خوردن وجود داشت. با وجود دردسرهائی که معمولن در کار کردن با هنرمندان و یا چاپ کارهای مربوط به کنسرت و نمایش، در رابطه با تغییراتی که تا آخرین لحظه در برنامه ها اتفاق می افتد وجود دارد، میتوان گفت که کارهای چاپی به خوبی و بدون اشکال پیش رفت. دعوت او از برای حضورم در برنامه کنسرت به همراه هدیه دو بلیط افتخاری، باعث خوشنودی دو جانبه ام گردید. که نه تنها او از خدمات چاپی ام رضایت خاطرداشته بلکه علاقمند است که با کار و فعالیت هنری اش آشنائی بیشتر پیدا کنم.
دیدن کمال بر روی صحنه نمایش و مقایسه شخصیتی را که چند روز قبل از آن در محل کار خود دیده بودم، با شخصیتی که آن لحظه در زمان اجرای برنامه میدیدم، تجربه ای بود که هیچوقت فراموش نخواهم کرد. انگاری شاهد پرواز پرنده ای بودم که از قفس آزاد شده و جایگاه خود را در آسمان یافته است. نگاه و توجه اش آنقدر عمیق مینمود که هر بار به طرف نوازنده ای معطوف میشد، انگاری اوست که مینوازد و یا اینکه آن نوازنده را همراهی میکند. زمانی که خردسالان برنامه کر خود را در قسمت جلوی صحنه اجرا میکردند، برای دیدن آنها او مجبور بود که تا اندازه ای به یک طرف خم شود. به خوبی میدیدم که لبهایش چگونه کلمه به کلمه شعر آنها را زمزمه میکند. تا به حال ندیده بودم کسی به کار خویش اینچنین عشق بورزد و در هر لحظه در هر ذره اش حضور داشته و از روح و جان خود مایه بگذارد. انگاری که دستهایش جدا از او بوده و آنچنان بر کار خود تسلط دارند که بدون او و خود به خود پائین و بالا رفته و ارکستر را رهبری میکنند، و به او این اجازه را میدهند تا بتواند در هر ذره از ذرات آن فضا حضور کامل داشته باشد.

با اینکه در آنشب پیوندی میان من و کمال بوجود آمد، ولی نمیتوانستم باور کنم که روزی من هم با او همراه شده و در تدارک برنامه ای وسیعتر بصورت مستقیم با او همکاری نمایم. گردهمائی که در تاریخ دو شنبه هفتم اکتبر در محل کارش، با حضور دوازده نفر دیگر از افراد جامعه که مطمئنن هرکدام از آنها نیز تجربه و رابطه خاص خود را با او دارند، شروع رسمی حرکتی میباشد که کمال رویای آنرا از چندین سال قبل در سر می پرورانده است. میرود که برنامه ای تحت عنوان "جشنواره نوروز" که هدف آن است که هر ساله برگزار گردد، فعالیت جمعی دیگری باشد همچو "تیرگان" و "رام" که هر دو از افتخارات جامعه ما میباشند.
|
Last Edited 11/04/2015 - For all comments on this site info@signandprint.ca |