|
کمال
طراوتی را برای اولین بار در سال 2010، زمانی که از برای چاپ
آگهی های تبلیغاتی مربوط به "کنسرت گروه کر ملی ایران" که
برگزارکننده و رهبر آن بود،همراه پسرش در محل کارم ملاقات کردم.
برخوردی بود مانند تمام برخورد های دیگر که چیز خاصی در خود
نهفته نداشت. جز آنکه مثل همیشه، هر باری که با کسی ملاقات
میکردم که با رقص و آواز و موسیقی سر و کار دارد، کمی در وجودم
نسبت به شغل و فعالیتش احساس غبطه خوردن وجود داشت. با وجود
دردسرهائی که معمولن در کار کردن با هنرمندان و یا چاپ کارهای
مربوط به کنسرت و نمایش، در رابطه با تغییراتی که تا آخرین
لحظه در برنامه ها اتفاق می افتد وجود دارد، میتوان گفت که
کارهای چاپی به خوبی و بدون اشکال پیش رفت. |