|
|
این واقعه میتواند فرصت و بهانه ای برای کامیونیتی باشد تا با حمایت جمعی از ژیان، به مقابله به دخالت های بی مورد و هدفمند رسانه ها به حریم خصوصی افراد، بپردازد. مقابله با رسانه های غول پیکری که توسط آنها قدرتمندان عنان جامعه را در دست گرفته و به هر سو میکشند، کار یک نفر نیست. در ثانی باید آن اطمینان را در کامیونیتی بوجود آوریم، که چه در موفقیت ها و چه در زمان بروز مشکلات، بکنار هم ایستاده و در محدوده قوانین به یاری هم بر میخیزیم. کنگره ایرانیان در رابطه با مورد ریحانه که موضوع آن تجاوز و قتل میباشد، به علت آنکه میداند قضاوت و حکم در محیطی صورت گرفته که دور از عدالت است، بدون مطلع بودن از جزئیات پرونده این اجازه را به خود میدهد تا از او حمایت کند. با اینکه شکی در دموکراتیک بودن جامعه ای که در آن زندگی میکنیم نیست، ولی چه فکر غلطی میباشد که بپنداریم بهشت موعود بوده، هیچگونه تبعیضی در آن نیست و عدل الهی در آن برقرار است. در گذشته ای نه چندان دور دیدیم که غول دیگری همچو بانک تی دی چگونه حساب بانکی تعدادی از ایرانیان را نا عادلانه میبندد. شاهد بودیم که دولتمردان با تعرضات لفظی به خلیج فارس، بدون احترام به آنچه که هویت تاریخی و فرهنگی ملتی را تشکیل میدهد در جهت اهداف سیاسی خود عمل مینمایند. ما اینبار نیزمیتوانیم از این موضوع جهت بوجود آوردن همبستگی در کامیونیتی و استفاده از آن درجهت بهبود جامعه بزرگتر با بوجود آوردن آگاهی جمعی بهره بگیریم. با روشن نمودن اذهان عمومی و تفکیک جنبه های مختلف این مورد، کاری کنیم که محیط از برای اجرای عدالت مناسبتر گردد. به مقابله با این پدیده جدید گردیم که با علنی کردن جنبه های خصوصی زندگی افراد توجه جامعه را از اصل مطلب دور نموده و باعث تفنن آنها میگردد. رفتار رسانه ها با ژیان فرق چندانی با آنچه با راب فورد صورت گرفت نیست. متاسفانه برای جامعه ما هیجانات حاصله از رئالیتی شوهای ساختگی تلویزیونی دیگر کافی نیست. طبیعی مینماید که در این مسیر افرادی مورد هدف قرار گیرند که مانعی برای منافع قدرتمندان باشند. از صحنه خارج کردن راب فورد و جایگزینی او با جان توری در ظاهر امری طبیعی و بصورتی بسیار دموکراتیک انجام شد. بی شک شهرت و موفقیت ژیان آنهم در محیط رسانه ای، بخصوص خودی و وابسته نبودن او به خطوط فکری قدرتهای حاکم، میتوانست خطراتی را بوجود آورد. چه خوب بود به جامعه ای که در آن زندگی میکنیم، توجه بیشتری میداشتیم. بخصوص زمانی که در آن اتقاقاتی میافتد که به نحوی در رابطه با کامیونیتی ما میباشد. متاسفانه اینطور به نظر میاید که هییت مدیره کنونی کنگره ایرانیان که میبایست سردمدار این توجه باشد، به اموری که در ایران جریان دارد بیشتر علاقه نشان میدهد. کمیته حقوق بشر کنگره ایرانیان هنوز نتوانسته که هییت مدیره را قانع نماید که نامه ای در جهت حمایت از مسعود حاجیوند پناهجوئی که چهار ماه در بازداشت اداره مهاجرت میباشد، تهیه کند. در صورتیکه آرشاک شجاعی یکی از دو عضو هییت مدیره که سرپرستی کمیته حقوق بشر را عهده دار میباشد، پیشنهاد جمع آوری کمک های مالی برای پناهجویان ایرانی در ترکیه را مینماید، و وعده نامه درخواستی را از جلسه ای به جلسه دیگر موکول میکند.
|
در اینکه قانون باید رعایت و اجرا گردد، جای بحثی نیست. و یا اینکه قانون نیز قابل تعبیر و تفسیر است جای شکی نیست. دیده ایم که نحوه و نگرش قضات نسبت به قوانین متفاوت بوده و اینکه قانون را به عنوان یک اصل و آنهم یک اصل مطلق دانسته خطائی بیش نیست. مهمتر از آن طرز تفکر وعمل وکلا میباشد که بدون آنکه اجرای عدالت را مد نظر نداشته باشند، از مهارت و تمامی نیروی خود جهت دفاع از منافع موکلین استفاده مینمایند. آری، در کشورهائی که دموکراسی حاکم است همه شهروندان در مقابل قانون برابرند ولی آیا ساختار دادخواهی و دادگستری به نحوی میباشد، که هر کسی بتواند به آن دسترسی داشته باشد؟ و یا اینکه ترازوی عدالت تحت تاثیر شهرت، امکانات مالی، افکار عمومی، نفوذ قدرتمندان سیاسی و اقتصادی، زیرکی و مهارت وکلا قرار نمیگیرد؟ متاسفانه بسیاری از مردم، حتی نخبگان امور اجتماعی و حقوقی، بخصوص مهاجرینی که از کشورهائی میایند که در آنها اثری از قانون و عدالت نیست، آنچنان به قوانین مینگرند که انگاری کمال مطلق بوده و زیر سئوال بردن آنها نشانی از سوء نیت است. غافل از آنکه مجریان قانون انسان هائی میباشند که میتوانند تحت تاثیر اعتقادات خود، افکار عمومی و دیگر شرایط قرار گیرند. و یا اینکه نحوه دید و تفکرشان آنچنان شرطی گشته است که بدون در نظر گرفتن معنویات، همچو آدم های آهنین به دنبال اجرای قانون به نحوی میباشند، که به قول معروف "موی لای درزش نرود". این مقدمه ای بیش نبود تا به آنی بپردازیم که این روز ها تیتر درشت نشریات و یکی از موضوع های داغ بحث های دنیای مجازی و حقیقی شده است. اخراج ژیان قمیشی از سی بی سی، روابط جنسی خشونت آمیز و نامعقول او، نحوه عمل تعرضی و تبعیض گرایانه رسانه ها، و برخورد تک تک ما با این موضوع، فرصتی را بوجود آورده است تا ما شناختی بهتر از خود و جامعه ای که در آن زندگی میکنیم بدست آوریم. بخصوص که ژیان به کامیونیتی ما تعلق داشته، و تا قبل از این واقعه برای ما چهره ای بسیار دوست داشتنی، موفق، محترم و قابل تقدیر بود.
اگر جنبه های مختلف این مورد را از هم تفکیک نکنیم، بی شک نه
تنها درک صحیح مطلب را قربانی ساده اندیشی خود کرده، بلکه ما
نیز مبدل به یکی از چرخ دنده های گردونه بی عدالتی خواهیم گشت
که متوقف کردنش نیازبه روشن بینی بیشتر دارد. |
|||
|
Last Edited 16/06/2015 - For all comments on this site info@signandprint.ca |