![]() |
حقیقت مصالحه مشارکت |
|
خواه نا خواه در چنین جوی، جامعه نظر مساعدی با پناهجویان و مهاجرین نخواهند داشت. هیچ کس نمیخواهد به عنوان فردی قانون شکن، سربار، سودجو و مضر برای جامعه، که باعث میشود امکانات کاری برای دیگران کم شود، شناخته شود. از این رو پناهجویان ترجیج میدهند که وضعیت پناجوئی خود را مخفی نگاه داشته و تا زمانی که در خطر دیپورت شدن قرار نگیرند آنرا آشکار نمی نمایند. مستوره با شرح قصه تاسف انگیز هجده ساله پناهجوئی خود و خانواده اش در کانادا، اطلاع رسانی کرده و حاضرین را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. میتوان انتظار آنرا داشت که بعد از چنین تجربیات سخت و شکنجه آور، و سرخوردگی که در پناهجو بوجود میآید، از هر چه که خاطرات آن روز ها به یادش میاورد کناره گیری نماید. از نکات مثبت و قابل توجه در این ورکشاپ، اختلاف نظر هائی بود که پیرامون یک موضوع واحد و مشترک وجود داشته و در میان گذاشته میشد. با توجه به امکانات تکنولوژی امروز که دسترسی به اطلاعات را بسیار ساده نموده است، و اینکه در رابطه با هر واقعه ای گزارشات از منابع مختلف، که در بسیاری از اوقات متضاد یکدیگر هستند، در اختیار همگان قرار میگیرند، این سئوال پیش میاید که چگونه میتوان به حقیقت دسترسی پیدا کرد. حتی اگر اخبار و اطلاعات یکسان هم باشند، تا زمانی که در فرد، خشم، کینه، پیش داوری و هرگونه تعصبی وجود دارد، چگونه میتواند حقایق را آنطور که میباشند ببیند، و بشنود. بطور مثال آنهائیکه عینک خشم و کینه و نفرت نسبت به جمهوری اسلامی را بر چشم دارند، و در هر فعالیتی که شرکت میکنند هدف اصلی شان مبارزه با رژیم است، باعث عدم کارائی و شکست آن فعالیت ها میباشند. آنها بدون آنکه به آن آگاه باشند از قربانیان رژیم بوده، و خشم درونی بر رفتارشان غلبه کرده و خلق و خوی ظالمان را به خود میگیرند. جاهلانه جهالت را ترویج داده و محیط را مسموم میکنند. در صورتیکه آنی که دموکراسی، آزادی وحقوق بشر در ماهیتش جوانه کرده، در هر قدم و نفس پایه های ظلم و ستم را تضعیف میکند.
مصالحه، آشتی و یا بخشش که قسمتی از عنوان این سمپوزیم
بوده، میتوانند در پاک نمودن آثار باقیمانده از تجربیات
تلخی که همچو عینکی در مقابل چشمان ما قرار گرفته اند، کمک
نمایند. تا زمانیکه این حجاب که برخواسته از ماهییت، تعلیم
وتربیت، تجربه و تفکرات ما میباشد، از میان نرود، دسترسی
به حقیقت ناممکن مینماید. این امر باعث میگردد که در دنیای
خیالی خود به سر برده، نسبت به محیط و منافع جمعی بی تفاوت
شده و جز در جهت منافع شخصی چیز دیگری نبینیم، نشنویم وعمل
نکنیم. و یا اینکه آنچنان در وهم و خیال و باور های خود
فرو میرویم که به موجودی انحصار طلب و افراطی مبدل
میگردیم. آنچنان که در این ورکشاپ مطرح گردید، خطری که
دنیای امروز ما را تهدید میکند بی تفاوتی جمعی میباشد و نه
تروریسم. شکل گیری جهان به دو حالت متضاد بحرانی وافراطی
در یکطرف و رفاهی و بی تفاوتی در طرف دیگر، خواه ناخواه
جابجائی های اختیاری و یا اجباری توده های عظیم انسان ها
را به همراه خواهد داشت. شکی نیست که نمیتوان از طریق زور
و یا بوجود آوردن خوف و حشت تغییری در اوضاع فعلی بوجود
آورد. شاید هم که بحران های بی سابقه کنونی، نشان از لزوم
تغییر و تحولی میباشد که انسان فرد گرا را به جمع اندیش
مبدل کند. از میان رفتن مرز ها و نزدیک شدن آنها به یکدیگر
از طریق تسیهلات ارتباطاتی، نیاز تغییر و تحول در ماهییت
انسان را ایجاب میکند. حقیقت بنی آدم اعضای یکدیگرند را
آشکارمیکند. مشارکت جمعی را راه رسیدن به بهشت موعود
مینماید. مصالحه درون را لازم میدارد. از طریق سایت همبستگی و حمایت میتوان به ویدئو های ورکشاپ "حقیقت - مصالحه- مشارکت" دسترسی پیدا کرد.
facebook/hambastegi.hemayat |
سال گذشته کمیته های اجرائی کنگره ایرانیان در ماه جولای شروع به فعالیت می کنند. کمیته حقوق بشر نیز با شرکت تعدادی از فعالان اجتماعی و پناهجویان تشکیل و فعالیت های خود را را آغاز مینماید. در ابتدا هیچ یک از اعضاء هییت مدیره علاقه ای به این کمیته نشان نداده، و تا پایان ماه اکتبر این کمیته بدون حضور عضوی از هییت مدیره، جلسات هفتگی خود را تشکیل میداد. صورت جلسه های این گردهمائی ها موجود میباشند و میتوان از طریق سایت "همبستگی و حمایت" به آنها دسترسی داشت. ایرج رضائی از "فدراسیون پناهجویان ایرانی" و مهدی شمس از گروه " نه به بازگشت های اجباری به ایران" تصمیم میگیرند که فعالیت های خود را هماهنگ کرده، و تحت عنوان کمیته حقوق بشر کنگره ایرانیان، حمایت از پناهجویان را ادامه دهند. در ماه سپتامبر بنا به پیشنهاد جلال مرتضوی یکی از اعضاء این کمیته، تصمیم گرفته میشود که کمیته حقوق بشر در سمپوزیم دو روزه ای که تحت عنوان "حقیقت - مصالحه - مشارکت" در ماه آپریل 2015 برنامه ریزی شده شرکت کرد،ه و ورکشاپی را در رابطه با وضعیت پناهجویان ایرانی در کانادا اجرا نمایند.
در اواخر ماه اکتبر بعد از جلسه معارفه کاندیدا های شهرداری تورنتو، که در آن بروشور های کمیته حقوق بشر توسط شهلا غفوری، عضو هییت مدیره، جمع آوری و از پخش آنها ممانعت به عمل آمد، آرشاک شجاعی و سیما دینی نسبت به این کمیته علاقه نشان داده، و سرپرستی آنرا به عهده میگیرند. متاسفانه از آن به بعد جلسات هفتگی و حضوری، به هر دو هفته یک بار و آن هم از طریق اسکایپ تغییر پیدا کرده، و فعالیت های این کمیته عملن به جر و بحث میان سرپرستان واعضا مبدل میگردد. در نتیجه اعضاء این کمیته فعالیت های خود را به صورت مستقل ادامه میدهند، و تماس های متعددشان با آرشاک و سیما در رابطه با برقراری ورکشاپ به نام کنگره ایرانیان بی نتیجه میمانند. این ورکشاپ در روز سه شنبه گذشته در هتل شرایتون واقع در هایوی سون برقرار گردید. یدی محمودی، یاشار شعبانی، مستوره الوند کوهی، ملیکا و شادی شیراوند، کاووس صوفی، ایرج رضائی، مهدی شمس و حمید پیمان از افغانستان در این ورکشاپ شرکت داشته و تجربیات خود را با بیست نفری که در این ورکشاپ حضور داشتند به اشتراک میگذارند. بیژن احمدی کاندیدای انتخاباتی هییت مدیره کنگره ایرانیان، بابک فعال و جلال مرتضوی از اعضای کمیته حقوق بشر کنگره نیز از حاضرین در این ورکشاپ بودند. ایرج رضائی و مهدی شمس که برگزاری این ورکشاپ را بر عهده داشته، از طریق سه فیلم کوتاه پنج دقیقه ای، بطور اجمالی شرایط اجتماعی - سیاسی ایران، مشکلات آنهائی را که به ترکیه فرار کرده، و آنهائی که خود را به کانادا رسانده و تقاضای پناهجوئی میکنند را به نمایش میگذارند.
|
|
|
با کسانی که آگاهانه ریشه فرار
ایرانیان به در جواب نوشته مهدی شمس
ایرج رضایی
-
دبیر فدراسیون پناهندگان
ایرانی- تورنتو |
||
|
آقای شمس چنان از "عینک خشم و کینه و نفرت نسبت به جمهوری اسلامی" حرف می زند که اگر رو به خواننده غیرایرانی درباره جمهوری اسلامی حرف می زد، راحت می توانست بر علیه پناهنجویان ایرانی که خواهان برسمیت شناخته شدن ترس از بازگردانده شدن به ایران هستند، آژیتاسیون کند. انگار از یاد برده است که از همین تورنتو چندین نفری که به ایران سفر کرده اند، هنوز در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه می شوند و اخبار زندانی شدن آنها و تحت فشار بودنشان از رسانههای رسمی انگلیسی زبان چندین بار پخش شده است. اما اصل قضیه اینگونه بود که در این ورکشاب من (ایرج رضائی) و یدی محمودی از طرف فدراسیون پناهندگان ایرانی – تورنتو شرکت کرده و در دفاع از حق پناهندگی فراریان از دست رژیم اسلامی، با نمایش فیلم مذکور به جنایات رژیم اسلامی پرداخته و خواهان این شدیم که ایران بعنوان کشوری که جمهوری اسلامی بر آن حاکم است و قتل و جنایت پیشه آن است و روزانه آدم می کشد، دست می برد، شلاق می زند، مخالفینش را زندان و شکنجه می کند، و ناقض پایه ای و ابتدائی ترین حقوق انسانی است، در لیست کشورهایی قرار بگیرد که نباید هیچ پناهجوئی را که از آنجا فرار کرده، به آنجا پس فرستاد.
جناب آقای مهدی شمس بارها از ما بعنوان فدراسیون
خواسته است که با هم کار مشترک انجام بدهیم. ضد
کمونیست بودن و توهین مکرر ایشان به کمونیستها،
همانطور که در نوشته و گفتارهایشان هم هست، علت تصمیم
ما برای عدم همکاری با ایشان نبوده است. گام عملی
برداشتن برای دفاع از حقوق پناهندگی کسانی که از جهنم
جمهوری اسلامی فرار می کنند انگیزه ما برای فعالیت با
افراد با باورهای مختلف بوده است. آنچه که باعث فاصله
گرفتن ما از ایشان شده است دفاع زمخت و بسیار زشت
ایشان از جمهوری اسلامی است. طوری که در آژیتاسیونهای
ایشان این جمهوری اسلامی است که مورد خشم و کینه قرار
گرفته است!؟ این فاصله پرشدنی نیست؛ چرا که باورها و
اعمال ایشان بر ضد خود پناهجویان عمل خواهد کرد. اگر
جمهوری اسلامی بی گناه است، چرا باید انتظار داشت که
فراریان از دست این "بیگناه" مشمول حق پناهندگی بشود؟!
ما، همچنانکه فعالیتهای تاکنونی ما هم نشان می دهد، در
عرصه دفاع از حق پناهندگی و حقوق بشر با هر کسی که در
این عرصه صادقانه کار کند کار کرده و کنار آمده ایم.
ولی با کسانی که آگاهانه یا نا آگاهانه خواسته یا
ناخواسته آب به آسیاب جمهوری جنایتکار اسلامی می ریزند
و خاک به چشم فراریان از جهنم جمهوری اسلامی می پاشند،
نمی شود حتی برای یک لحظه هم کنار آمد.
فیلمی که علیه جنایات جمهری اسلامی در ابتدای ورکشاب نمایش داده شد: https://www.youtube.com/watch?v=P8_rxz1Q4IU
|
نوشته مهدی شمس تحت عنوان "حقیقت – مصالحه – مشارکت" که در شماره ۱۰۵۶ (پنجشنبه ۳۰ آوریل) هفته نامه "ایران استار" چاپ شده و چند بار نام من، ایرج رضائی، و فدراسیون پناهندگان ایرانی را هم به میان آورده است باعث شد که برای تنویر افکار عمومی و بخصوص خوانندگان نوشته ایشان، این یادداشت کوتاه را بنویسم. آقای شمس در این نوشته نظرات و اعتقادات خود را اعتقادات جمع شرکت کننده در ورکشابی که در سمپوزیوم ۲۸ آوریل در هتل شرایتون واقع در هایوی ۷ برگزار گردید جا زده است. نکات زیادی درباره نوشته ایشان می شود نوشت، اما من اینجا فقط می خواهم به چند نکته مهم اشاره کنم. نکته ای که در نوشته ایشان برجسته است ریختن آب پاک بر دستان خونین جمهوری اسلامی است؛ چنانکه یک خواننده بیخبر از وضعیت ایران به راحتی می تواند به این اشتباه بیافتد که این اتفاقا مخالفین جمهوری اسلامی هستند که گناهکارند. نوشته اند: "آنچنان که در این ورکشاپ مطرح گردید، خطری که دنیای امروز ما را تهدید میکند بی تفاوتی جمعی میباشد و نه تروریسم." واقعا در این ورکشاب چنین چیزی مطرح شد!؟ واقعا در ورکشابی که هدفش بحث و گفتگو درباره پناهندگان بود، گفتن چنین چیزی می توانست موضوعیت داشته باشد!؟ و در جای دیگر نوشته اند "این سئوال پیش میاید که چگونه میتوان به حقیقت دسترسی پیدا کرد. حتی اگر اخبار و اطلاعات یکسان هم باشند، تا زمانی که در فرد، خشم، کینه، پیش داوری و هرگونه تعصبی وجود دارد، چگونه میتواند حقایق را آنطور که میباشند ببیند، و بشنود. بطور مثال آنهائیکه عینک خشم و کینه و نفرت نسبت به جمهوری اسلامی را بر چشم دارند، و در هر فعالیتی که شرکت میکنند هدف اصلی شان مبارزه با رژیم است، باعث عدم کارائی و شکست آن فعالیت ها میباشند. آنها بدون آنکه به آن آگاه باشند از قربانیان رژیم بوده، و خشم درونی بر رفتارشان غلبه کرده و خلق و خوی ظالمان را به خود میگیرند. جاهلانه جهالت را ترویج داده و محیط را مسموم میکنند." من اینجا وظیفه خود می دانم که کاملا شفاف و علنی، برای باری دیگر اعلام کنم که فدراسیون پناهندگان ایرانی به درست معتقد است که رژیم جمهوری اسلامی، همچنانکه در ابتدای آن ورکشاب هم با نشان دادن فیلمی به گوشه بسیار کوچکی از جنایات چندین دهه رژیم اسلامی اشاره کرد، با سرکوب آزادیها و دستگیری و شکنجه و اعدام مخالفین سیاسی و اجتماعی، با سرکوب و اعدام شهروندانی که باور به مذاهب دیگر را از والدینشان مظلومانه به ارث برده بودند، باعث آواره گی میلیونها انسان شده است. هر کس که بخواهد از پناهندگان گریخته از جهنم جمهوری اسلامی دفاع کند اما نخواهد به علت و ریشه این فرار بپردازد، اگر قصدش ریختن آب به آسیاب جمهوری نیست، حداقل خاک پاشیدن به چشم قربانیان این وضعیت است.
|
||
|
Last Edited 22/06/2015 - For all comments on this site info@signandprint.ca |