
|
سه کاندیدای انتخاباتی و فرصت طلائی
برای کامونیتی |
|
|
با تشکر از
ایران استار و شهر ما برای چاپ این مقاله |
|
|
چرا نباید بر این باور باشیم که با متمرکز کردن تمام نیروها در این جهت، و دوری از هر گونه موضوعی که باعث اختلاف و جدائی در جامعه شود، میتوان تعداد رای دهندگان را بسیار بیشتر از آنی کرد که فقط یک کاندیدا میتواند جذب این حرکت نماید. میتوان این امید و باور را داشت که در اینصورت حتی اگر هر سه کاندیدا بخواهند تا آخرین لحظه در انتخابات نهائی حضور داشته باشند و به نفع دیگری کناره نگیرند، باز هم به علت بالا بودن تعداد رای دهندگان، به هر کدام از آنان ، نسبت به حالتی که فقط یک کاندیدا وجود داشته باشد، رای تعلق خواهد گرفت. اگر رشد فکری و خرد جمعی را بیشتر از این راهنمای خود قرار دهیم، میتوان حتی بر این باور بود، که با برقراری یک انتخابات درونی، چند ماهی قبل از زمان انتخابات نهائی، کاندیدای مورد تائید اکثریت افراد جامعه را شناسائی کرده و کلیه آراء در جهت حمایت آن یک نفر مورد استفاده قرار بگیرد. واضح و روشن است، و احتیاج به اثبات آن نیست که پر کردن صفحات نشریات، با تعریف و تمجید و عکسهای تمام صفحه ای از خود، و مقالات و تبلیغات دیگران، و یا با افکاری همچو بوجود آوردن هییت هائی شبیه شورای نگهبان، جهت تائید صلاحیت و انتخاب فقط یک کاندیدا، و بی احترامی و نادیده گرفتن آرائ تک تک افراد جامعه، نمیتواند کمک و راه حلی مناسب تر در جهت حفظ منافع جمعی بوجود آورد. چه بهتر به دنبال راه حل های نو و ابتکاری در شان شرایط زمانی و مکانی محیطی که در آن زندگی میکنیم باشیم. چه بهتر که افق و اهداف دراز مدت را در نظر گرفته و از توجه به چند قدمی خود و در جهت رسیدن به اهداف کوتاه مدت، نیرو و امکانات خود و جامعه را بی دلیل به هدر ندهیم. در خاتمه لازم میبینم که به دو نکته مهم اشاره کوتاهی داشته باشم. اول آنکه این را در نظر داشته باشیم که در فعالیتهای سیاسی حرف اول و آخر را رای دهنده میزند. نماینده مردم میبایست در جهت منافع رای دهندگان حرکت کند. پس ما افراد جامعه هستیم که باید با بیان و اظهار اهداف و خواسته های خود کاندیدا ها را مطلع، راهنمائی و چه بسا متقاعد و مجبور نمائیم که در آن جهات عمل نمایند. کاندیدا های نمایندگی مردم هم باید این را در نظر داشته باشند که خواست و سلیقه رای دهندگان بر خواسته آنها ارجحیت دارند. نکته دیگر نحوه عمل فعالین اجتماعی، افراد برجسته جامعه، رسانه های گروهی و آنهائی که از نظر مالی این کاندیدا ها را حمایت میکنند، میباشد. امیدواریم که این افراد و گروه ها به مسئولیت اجتماعی خود آگاه بوده و آنچنان رفتار کنند، که از یک طرف اعتبار خود آنان از میان نرفته، و از طرف دیگر باعث سلب اعتماد و اطمینان جامعه نگردد. همگی با این امر مهم آشنائی داریم چون از محیطی گریخته ایم که نحوه عمل مسئولین آنچنان بوده که زندگی را در آن محیط غیر ممکن ساخته است. از این رو نباید خود عامل رفتاری باشیم که مادام از آن انتقاد مینمائیم. باشد که در رابطه با این جریان که هم اکنون آغاز شده و میرود که چند ماهی افکار و توجه ما را به خود اختصاص دهد، با آگاهی کامل برخورد کرده و نه تنها باعث آن گردد که کدورت ها، شک ها و دلگیریهای گذشته تا اندازه ای بر طرف شود، بلکه شروعی نو از برای حرکتهای جمعی، فرهنگی، اقتصادی و بخصوص سیاسی آینده کامونیتی ما باشد.
|
جای هیچگونه شک و تردیدی نیست و تجربه هم نشان داده است، که ایرانیان مهاجر در تمام زمینه ها و فعالیت هائی که به استعداد فردی و همت شخصی مربوط میشود، نه تنها کمتر از ملیت های دیگر نبوده بلکه یک سر هم از نظر شایستگی و موفق بودن برتر میباشند. ولی متاسفانه شاهد آن هستیم در هر محیطی که لازمه کار گروهی و مشارکت بوده به طور فطری و فرهنگی نرمش، گذشت، انعطاف پذیری و پذیرش افکار مخالف، در ما وجود ندارد. بطور مثال میتوان کشور کانادا را که در آن زندگی میکنیم درنظر گرفت. با اینکه در محیط های سیاسی و در بسیاری از گروه ها و ارگانها، ایرانی های فراوانی فعال بوده و دیگران را حمایت و کمک مینمایند، در رده های بالای سیاسی تعدادمان از انگشتان یک دست هم تجاوز نمیکند. این سخن نکته جدیدی نبوده و بارها توسط بسیاری از دست اندرکاران و فعالان اجتماعی در مناسبت های مختلف عنوان شده و بحث ها و بررسی های فراوانی در باره آنها انجام شده است. متاسفانه این بحث و گفتگو ها نتیجه ای نداشته و تغییری در در این روند بوجود نیاورده است. آنچه موضوع این مقوله میباشد و در نوع خود بی نظیر است، شرکت سه شخصیت شناخته شده و برجسته جامعه ما در انتخابات درونی حزب لیبرال میباشد. میتوان گفت که این یکی از بهترین فرصت های طلائی برای جامعه میباشد، تا با شرکت همگانی و انبوه در این انتخابات تا اندازه ای عقب ماندگی خود را در این زمینه جبران نمائیم. اینطور به نظر میاید که تعدادی از افراد جامعه و حتی بعضی از این کاندیدا ها، بر این باورند که حضور سه کاندیدا در یک حوزه و در یک حزب به ضرر کامونیتی میباشد. در نگرش اول و با برخوردی محافظه کارانه شاید که این نگرانی به حق بنماید، ولی با کمی تعمق میتوان به نتیجه ای مخالف این عقیده و باور رسید. در محیطی زندگی می کنیم که رقابت حرف اول و آخر را در تمام زمینه ها میزند. دیده ایم که این طرز عمل و فکر چه نتایج مثبتی برای جامعه بوجود آورده است. مطمئنن در این شرایط، کاندیدا ها باید فعالیت بیشتر نموده و صلاحیت و برتری خود را به اثبات برسانند. همین امر باعث میگردد که حامیان آنان نیز مجبور به همت و کوشش بیشتری شده، که نتیجه اش پویائی و هیجان جامعه در ماه هائی که در پیش داریم خواهد بود. هر چه بیشتر به مشخصات، تحصیلات، تجربیات و فعالیتهای این سه کاندیدا بنگریم، در می یابیم که به هیچ عنوان نمیتوان فقط با استناد به این اطلاعات یکی از آنها را بر دیگری صالح تر دانست. در نتیجه تنها معیار تصمیم گیری برای رای دهنده، عوامل روانی، سوابق آشنائی و یا سلیقه های شخصی خواهد بود. از این رو چه بهتر که کاندیدا ها رقابت خود را متمرکز بر جذب و تشویق افراد بیشتر به شرکت در امور سیاسی کانادا، در حمایت و پشتیبانی از آنان و شرکت فعالانه در رای گیری و انتخابات نمایند. این باعث آن خواهد بود که کل جامعه به یکسو حرکت کرده، و مطمئنن نتایج مثبت آن در درجه اول برای کامونیتی، برای آن دسته از افرادی که در این حرکت شرکت کرده، بخصوص جوانان جامعه، و بالاخر برای خود کاندیدا ها خواهد بود.
|
|
Last Edited 04/10/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |