|
October 27, 2016
|
بخصوص که در کارنامه این افراد سابقه کاری در فعالیت های اجتماعی دیده نمیشود. محاسبات غلط، ساده اندیشی، و تکیه بر اظهارت و تمایل دولت حاکم در کانادا، و نیاز جمهوری اسلامی به برقراری روابط، باعث گشتند که این افراد بازگشائی سفارت را ساده و سریع پیش بینی نمایند. از این رو داغ تر از آش سعی نمودند که از این فرصت بهره گرفته و برای خود نام و نشانی بسازند. غافل از اینکه سیاست های جهانی، بخصوص آنچه که به ایران مربوط میشود، پیچیده تر از آنند که بتوان اینچنین ناآگاهانه و ساده لوحانه با آنها برخورد نمود. به علاوه تجربه ده ساله کنگره ایرانیان ثابت کرده است که نزدیک شدن به مسائل سیاسی ایران به منزله خودکشی میباشد. متاسفانه مطرح شدن بازگشائی سفارت، غیر از تفرقه ای که بوجود آورده است باعث شده که توجه ها بیشتر به آنچه در ایران میگذرد جلب گردد. بطور مثال آنچه در روز عزاداری عاشورا در تورنتو اتفاق افتاد، و یکی از شرم آورترین وقایع در تاریخ چهل ساله حضور ایرانیان در کانادا میباشد، امسال توجه کمتری از رسانه ها، و افراد را به خود جلب مینماید. سال گذشته با اینکه انسجام کمتری در میان اعضای هییت مدیره وجود داشت باز توجه بیشتری به این مشکل شده بود. ده نفر از اعضای کامیونیتی از جمله مهدی صمدیان که گفتگو های طولانی را در سوشیال مدیا آغاز کرده بود، نامه هائی به هییت مدیره ارسال داشته بودند. این عده از هییت مدیره میخواستند که نسبت به تهمت و اهانت هائی که به عزاداران شده بود عکس العمل نشان دهند. بیژن احمدی و سوده قاسمی با طرح لایحه ای خواستار آن بودند که هییت مدیره بیانیه ای در این رابطه در نشریات کامیونیتی منتشر کند. بالاخره کمیته فرهنگی اولین و آخرین جلسه گفتگو پیرامون عاشورا و بزرگداشت خمینی را در ماه ژانویه برگزار نمود. ولی متاسفانه با اینکه برخورد مخالفین امسال سازمان یافته و با شدت عمل بیشتر و زشت تری صورت گرفته است نه در هییت مدیره و نه در میان حامیان دموکراسی و آزادی واکنشی دیده میشود. این یکبار دیگر نشان دهنده رفتار بسیاری از ما، از جمله بیژن احمدی و سوده قاسمی در هییت مدیره، میباشد که حالت سیاسی داشته و با اهداف شخصی صورت میگیرند. وگرنه جای تعجب است که در زمان ریاست ارسلان کهنموئی پور در سال گذشته این افراد مخالف سکوت و سکون هییت مدیره بوده اند، ولی امسال که نه فقط ریاست بلکه عنان کل هییت مدیره را در دست دارند نیازی به حرکت در خود نمی بینند. متاسفانه این گونه رفتار ها باعث گشته نیروی بسیاری از فعالان و فعالیت های اجتماعی صرف مبارزات شخصی گردند. به طور مثال کمونیست های کارگری از موقعیت عزاداری عاشورا در جهت بوجود آوردن آگاهی در میان مردم و جلب آنهائی که در خطر به دام افتادن جمهوری اسلامی میباشند استفاده نمی نماید. ولی به عکس در جهت مطرح شدن و بقای خویش با رفتار ناپسند خود باعث میشوند که آنها طعمه های راحت تری برای عوامل رژیم باشند. بیژن و سوده با اینکه هر روز بر حمایت خود از جناح چپ می افزایند و میروند که علمداری آنرا به عهده بگیرند، امسال ترجیح میدهند بیش از این پیش نرفته و تمایلات خود را پشت پرده سکوت پنهان دارند. در صورتیکه سال گذشته به عکس سعی داشتند با آوردن فشار بر هییت مدیره بدون آنکه نام آنها مطرح گردد به اهداف خویش برسند. با تمام این اوصاف کمونیست کارگری با انتشار مصاحبه ای با بابک یزدی، از سردمداران اصلی کمونیست کارگری، تحت عنوان "گفت و گو"، در عین حال که اطلاعات غلطی را به مشارکت میگذارد، نوید دهنده تغییر و تحولاتی میان این افراد میباشد. به نظر میاید که این رفقا نیز متوجه آن گشته اند که کامیونیتی تغییر کرده، در نتیجه مبارزات اجتماعی نیر باید حاوی دگرگونی هائی باشند. باشد که با ترغیب گفتگو پیرامون این معضلات شاهد رفتار های دموکراتیک و انسانی بیشتری در مراسم سال آینده باشیم.
|
تصور کنید که تیم فوتبال خود را به استادیوم صد و شصت هزار نفری، تعداد ایرانیان ساکن تورنتو، فرستاده ایم. در این حالت بهتر است بگوییم به استادیوم سیصد هزار نفری چون که این بازی جنبه کشوری پیدا کرده است. ساعات و ماه ها طول میکشد ولی بازی آغاز نمیگردد. در عوض بازی کنان زیر فضای خالی صندلی های استادیوم مشغول تیله بازی میباشند. شنیده ایم و باور داریم که یک تصویر بهتر از صد گفتار سخن میگوید. با چه تمثیلی بهتر از این میتوان وضعیت کنونی کنگره ایرانیان را به نمایش گذاشت. البته چه انتظاری میتوان داشت. باور ها به این نهاد آنقدر تنزل پیدا کرده اند که کمتر کسی رغبت به همکاری با آنرا دارد. به اندازه کافی کاندیدا وجود نداشته که حتی انتخابات صورت بگیرد. آن چند نفری را هم که بیژن احمدی، ریاست کنونی کنگره، با تلاش زیاد متقاعد کرده است حتی شرایط لازم اولیه را نیز دارا نبوده و نیاز به مصوبات داشته اند. پنج ماه از سال میگذرد. کمیته های اجرائی فعال نشده اند. از تاریخ بیست و دوم آگوست صورتجلسه ای در اختیار اعضاء قرار نگرفته است، که نمایانگر برقراری جلسات منظم هییت مدیره باشد و یا اینکه بتوان از آنچه در سطح مدیریت میگذرد آگاهی پیدا کرد. مطلع شدن از تصمیمات هییت مدیره بعد از دو ماه دیگر چه فایده ای دارد؟ جز اینکه دل های خود را خوش کرده باشیم که شفافیت وجود دارد. ایکاش عدم فعالیت تنها مشکل کنونی این نهاد میبود. متاسفانه تنها حرکتی که امسال از هییت مدیره با هیاهو و سر و صدای بسیار دیده شد، در چند روز گذشته ناکام از کار در آمد. طومار پارلمانی 553 که توسط مجید جوهری، نماینده فدرال ریچموندهیل و بیژن احمدی تهیه شده اند، بعد از آزادی هما هودفر و اعلام تاسیس دفتر محافظت منافع در تهران و اتاوا از طرف وزارت امور خارجه ایران، عملن ساقط و بی حاصل میگردد. این دو فرد و مشاورانشان چه تجزیه و تحلیلی از وقایع و شرایط داشته اند که آزادی هودفر و خدمات کنسولی را مشروط به بازگشانی سفارت دانسته اند. با اینکه در ظاهر نیاز به خدمات کنسولی برای سیصد هزار ایرانی در کانادا و گفتگو در رابطه با آزادی هما هودفر را بهانه ای برای درخواست برقراری روابط سیاسی مجدد قلمداد میکردند، هیچوقت توضیحی نداده اند که چرا این روابط میبایست در سطح سفرا باشد. امروز در عمل ثابت میگردد که برای رسیدن به هر دو هدف نیازی به برقراری روابط سیاسی نبوده است. آیا این نتیجه ناپختگی و عدم تجربه این افراد میباشد و یا اینکه اهداف دیگری وجود داشته و آزادی هودفر و خدمات کنسولی بهانه هائی بیش نبوده اند.
باید پذیرفت که این فقط یک شکست برای این دو فرد و هم فکری هایشان نمیباشد. چه هر دوی آنها به صورت شخصی عمل نکرده اند. یکی به عنوان رئیس کنگره ایرانیان و دیگری نماینده فدرال یک منطقه پی گیر این قضیه شده اند. گذشته از تفرقه، و رودرروئی ها، این حرکت در جامعه بزرگتر نیز اثرات منفی خود را گذاشته، و باعث سرافکندگی تمام ایرانیان کانادا میباشد. مداخله در چنین امور، با حساسیتی که نسبت به آنها در کامیونیتی وجود دارد، نیاز به تجربه و پختگی فراوان دارد. از روز اول مشخص مینمود که این هییت مدیره تجربه کافی برای مدیریت چنین نهادی را ندارد. شاید جوانی یکی از نکات مثبت در فعالیت های اجتماعی باشد ولی به تنهائی نمیتواند جایگزین تجربه گردد. |
|||
|
Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |