|
October
06, 2016
|
مگر در کامیونیتی مشکلاتی که همه را در بر بگیرد وجود ندارند که بخواهیم به مواردی بپردازیم که حاصلش جز تفرقه چیز دیگری نیست. ما کی میخواهیم متوجه شویم که پیروزی یک جناح به معنی شکست کامیونیتی میباشد. متاسفانه زمانی که میبینیم پرچمدار این نهضت، بیژن احمدی، رئیس کنگره میباشد باید بپذیریم که در انتخاب خود خطا کرده ایم. متاسفانه جز اینگونه اعتراضات هیچ مکانیزمی وجود ندارد که بتوانیم آرای خود را پس گرفته، و یا مانعی بر سر راه عهد شکنان گردیم. در مقابل آنهائی بیایستیم که در زمان انتخابات به ما دروغ گفته اند، و مخالف تعریف و ماهییت این نهاد عمل میکنند. زمانی که جناب رئیس اینچنین کند، از هفت عضو دیگر هییت مدیره که منتخب اعضاء نبوده، و چهار نفر از آنها حتی برای کاندیدا شدن شروط لازم اولیه را نداشته، و دست به دامان مصوبات گشته اند دیگر چه انتظاری میتوان داشت. پنج شنبه گذشته سومین گپ شبانه (پاب نایت) کنگره با حضور مهرداد آرین نژاد به عنوان مهمان ویژه برگزار شد. در مصاحبه کوتاهی که با ایشان به عمل آمد مهرداد که از بانیان کنگره و یکی از هفت نفری بوده که پیش نویس اساسنامه را در سال 2007 تهیه کرده اند، به نکاتی پر اهمیت اشاره میکند. متاسفانه اعضای جوان هییت مدیره که به نظر تکنوکرات هم میایند، با اینکه از قبل سئوالاتی را نیز تهیه کرده بودند، ویدئوی را در اختیار عموم قرار میدهند که انگاری توسط دوربین سکورتی گردان سقفی سالن فیلمبرداری شده است. در این گفتگوی کوتاه که انگاری بخشی از آن ضبط نشده است، مهرداد بر اهمیت مستند سازی پروسه تصمیم گیری، مصالحه، سازش و کنار آمدن، همدلی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، و جدائی میان مجمع تصمیم گیرنده و اجرائی صحبت میکند. شاید بد نباشد در رابطه با مستند سازی پروسه تصمیم گیری و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، به گوشه ای از نحوه عمل هییت مدیره نگاهی بیاندازیم. آخرین صورتجلسه هییت مدیره که مربوط به نشست 22 آگوست میباشد بعد از پنج هفته در تاریخ 30 سپتامبر در اختیار اعضاء قرار میگرد. از آن نظر که جلسات هییت مدیره هر دو هفته برگزار میگردند به نظر میاید که جلسه بعدی در تاریخ دوشنبه پنجم سپتامبر دو روز قبل از انتشار طومار پارلمانی در جهت بازگشائی سفارت برقرار شده باشد. از این رو تنها فرصت گفتگو پیرامون این طومار جلسه 22 آگوست میباشد، که اثری از آن در صورتجلسه مربوطه نیست. متاسفانه اطلاعات موجود آنچنان ضعیف و ناقص میباشند، که هر گونه تعبیر و تفسیری برخاسته از فرضیات خواهند بود. شکاف میان هییت مدیره و اعضاء آنچنان عمیق شده است که دیگر نه سئوالی مطرح و نه جوابگوئی در میان میباشد. خوشبختانه به نظر میاید که مهرداد موفق شده است که نظر مساعد بعضی از اعضای هییت مدیره را در جهت برگزاری یک گردهمائی با منتقدین را به دست آورد. مسلم است که با باز شدن سفارت مشکلات ایرانیان مقیم کانادا و خانواده هایشان در ایران در رابطه با امور کنسولی برطرف میشود. ولی باید پذیرفت که کنگره ایرانیان با مداخله در این امور، اولین قربانی سفارت میباشد. هییت مدیره با درگیر کردن خود در این مورد حساس دوگانگی در جامعه بوجود آورده است که در چهار دهه حضور ایرانیان در کانادا بی سابقه بوده است. آنها نه تنها لطمه جبران ناپذیری را به این نهاد وارد کرده اند، بلکه با این حرکت خاطره ای از خود به جای میگذارند که شاید هر گز فراموش نگردد.
|
ایکاش اجازه نمیدادیم که توجه ما بطور کامل تحت تاثیر تیتر های درشت مقالات و یا اخبار هیجان برانگیز قرار گیرند. بعضی اوقات اتفاق های جزئی ولی آنچنان ظریف بوقوع میپیوند که نه تنها آموزش دهنده بلکه بیدار کننده نیز میباشند. در ادامه سوء تفاهمی که یکی از مقالات اینجانب در جناب زرین مهر سردبیر نشریه شهرما در رابطه با بازگشائی سفارت بوجود آورده بود، و اینجانب در مقاله هفته پیش به آن اشاره ای کرده بودم، این بزرگوار بدون هیچ عذر و بهانه ای به خطای خود اعتراف کرده و در "سخن سردبیر" هفته پیش معذرت خواهی مینماید. چند نفر از ما به این عمل ساده قادر بوده و در رفتار روزمره آنرا به کار میگیریم. از فرصت استفاده کرده من نیز از همه آنهائیکه به دلیل مبارزات اجتماعی رو در روی آنها قرار گرفته ام و با لحن و زبانی تند به نقد و انتقاد آنها پرداخته ام عذر خواهی میکنم. ایکاش شرایط به نحوی بود که نیرو ها در جهت همدلی و سازندگی مورد استفاده قرار میگرفتند. دوست دارم که بخصوص از مریم ناظمی، پروانه خارابی، و دیگر فعالان اجتماعی انسان دوست، عذر خواهی بیشتری کنم که نمیتوانم همراه آنها چه در جهت حمایت از حقوق کارگران، و چه در یاری به امیر حسین ها و یا ساختن مدرسه در ایران همراه باشم. در حمایت از پناهجویان دریافتم که میبایست ریشه ای با مسائل برخورد کرد. بر این اعتقاد هستم که کنگره ایرانیان تنها نهادی میباشد که چنانچه در مسیر خود قرار گیرد میتواند در بوجود آوردن اتحاد و همبستگی در کامیونیتی تحولی بوجود آورد. آنزمان میتوانیم با کم ترین هزینه زمانی و مالی بیشترین خدمت را برای جامعه انجام دهیم. اینبار روی سخنم با دوست عزیز امان بزرگ زاد میباشد که او نیز قلم به دست همان راهی را میپیماید که شاید در ظاهر با راه من متفاوت باشد. مایلم این پیام را به ایشان برسانم که در جهت سازندگی نهادی همچو کنگره ایرانیان هر چقدر بکوشیم، باز کم است. مشکلات نیز هر چقدر هم بزرگ به نظر آیند ارزش آنرا دارند که در جهت برطرف کردنشان از خودگذشتگی بیشتری نشان دهیم. چه فرقی میکند میان کسی که از هیکل درشتش استفاده کرده، با زورگوئی خواسته های خویش را پیش میبرد، و قوانین دموکراسی امروز ما که زورگوئی جمعی را تائید و تجویز میکند. قوانینی که آنچنان در روح و روان ما حک شده اند که حتی تصور اینکه آنها نیز مانند نژاد پرستی، برتری نژادی، برده داری که روزی آنها را قانونی می پنداشتیم، غیر دموکراتیک و غیر قابل قبول بوده و تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است. زمانی که سیاست مداران برای به دست گرفتن قدرت از این قوانین استفاده میکنند، جای تعجبی نیست. اینکه اکثریت مردم چنین می اندیشند طبیعی بوده ولی مسئولیت آنهائی را که گسترده و عمیق تر می اندیشند بیشتر میکنند. زمانی که نشریه ای پیرو آن میگردد سئوال برانگیز میگردد. مشهود ناصری در مقاله ای در سلام تورنتو تحت عنوان "اهمیت هشت هزار امضاء"، با اتکاء به قد و قواره ارقام، برای خواسته ای حقانیت بیشتری قائل میشود. با علم بر اینکه این فقط نظر نگارنده این مقاله نبوده بلکه نمایانگر خط مشی میباشد که این نشریه اخیرن اتخاذ نموده است، آیا دست اندرکاران آن میپذیرند که در این رابطه جناحی عمل میکنند؟ اهداف شخصی را در نظر دارند؟ و آیا این خارج از عرف و اخلاق رسانه ای نیست؟ اما زمانی که پای کنگره در میان میاید دیگری جائی برای بحث و گفتگو باقی نمیماند. کنگره نماینده تک تک اعضای خود میباشد و با اسمی کذائی که مانند صلیبی بر دوش میکشد به نحوی خود را سخنگوی کل ایرانیان کانادا معرفی نموده و نسبت به همه آنها مسئولیت هائی عهده دار میشود. چگونه میتواند با اتکاء بر تعداد امضاء ها، خواسته ای را بر خواسته ای دیگر ارجحیت دهد.
|
|||
|
Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |