|
September
15, 2016
|
در دستور کار خود قرار دادن حمایت از رفع تحریم ها، بوجود آوردن تسهیلات بانکی به بهانه اعتراض به بسته شدن حساب های بانکی بعضی از افراد، در کنار این طومار هر آدم عاقلی را بخصوص مارگزیدگان را به تعمق وا میدارد. بخصوص که یکی از آنهائیکه حساب های بانکی خود و یا خانواده اش بسته شده باشد، سوده قاسمی، نایب رئیس کنگره ایرانیان باشد. یک تحلیل گر اجتماعی بدون اینکه بخواهد اتهامی به کسی وارد کند راهی جز توجه به نکاتی که از دیده بسیاری پنهان میباشند، ندارد. متاسفانه آنجائیکه به موارد اقتصادی مربوط میگردد منافع رژیم و عواملش با هواداران و چپاولگران ثروت ملی و حقوق مردم ستمدیده یکی میگردد. شاهد هستیم که چگونه در سال های اخیر با اینکه تحریم های اقصادی وجود داشت چگونه بر تعداد دلالان ارز افزوده شده است. مطمئنن برای جابجائی سرمایه های سرسام آور نیاز به امنیت سیستم های بانکی میباشد. این طومار گرچه یک هیاهوی نمایشی و تبلیغاتی بیش نیست ولی با امضای آن بصورت غیر مستقیم ما را در این حرکت و آنچه در پیش است سهیم میکند. خواسته و ناخواسته نه تنها قالی در مقابل نمایندگان رژیم پهن میکنیم، بلکه به گونه ای به ضعف های خود نیز اعتراف میداریم. نباید هم فردا از اهانت ها و مشکل تراشی های کارکنان سفارت تعجب کنیم. ایکاش قصه به همین جا و در همین حد پایان میگرفت. ولی متاسفانه جابجائی سرمایه ها، بخصوص زمانی که سرمایه ها نامشروع باشند، و یا اینکه حضور خانواده هائیکه در اینجا زندگی میکنند ولی ممر درآمدشان مشاغل و دارائی هایشان در ایران میباشد، با خود تاثیرات فرهنگی مضری به همراه خواهد داشت. در این میان کسانی هم مثل بیژن احمدی و سوده قاسمی، رئیس و نایب رئیس کنگره میباشند که خانواده هایشان رابطه های شغلی و اقتصادی خود را با ایران حفظ کرده اند. بدون آنکه بخواهیم موشکافانه تر به بررسی بپردازیم، بازگشائی سفارت، برقراری روابط، بخصوص روابط اقتصادی برای اینگونه افراد چه در جابجائی فیزیکی و چه در جا بجائی دارائی ها پر اهمیت میباشند. اما ترس من از چیز دگر است. مبادا در دراز مدت کشوری که به آن پناه آورده ایم به پناهگاهی برای سرمایه های باد آورده، و چپاولگرانی با خصوصیات اخلاقی آن رژیم، و افرادی که به هیچ اصول اخلاقی پاینبند نیستند، مبدل گردد. ترس من از آنست که بی اعتنائی و عدم توجه ما نه تنها مانعی برای جلوگیری از این فاجعه نباشد، بلکه نا آگاهی ما ناخواسته ما را در بوجود آمدنش نیز سهیم سازد. می بینیم که بی توجهی به نهادی که به نظر بسیاری بی اهمیت میباشد شرایط را چنان مهیا ساخته که عده ائی از بی تجربگی چند جوان بهره گرفته و چنین وقایعی را بوجود می آورند. وقایعی که در ظاهر شاید بی اهمیت باشند ولی راه گشای فردائی میباشند که در پیش است. ترس من از آنست که مبادا روزی بخود آئیم و در یابیم که میبایست به فکر مهاجرت دیگری باشیم. گردهمائی دیگری به همت علی احساسی، نمایند فدرال ویلودیل، در رابطه با امور بهداشت و درمان در مرکز سالمندان نورت یورک روز سه شنبه گذشته برگذار شد. جای خوشنودی میباشد که در جمع بیست و پنج نفره حضار، پنج ایرانی از جمله مریم ناظمی و محمد تاجدولتی نیز حضور داشتند. هر هشت بخش فیلم های گردهمائی در رابطه با تغییرات سیستم انتخاباتی آماده میباشند که میتوان از طریق سایت همبستگی به آنها دسترسی داشت.. فیلم های گردهمائی اخیر نیز در حال آماده شدن میباشند.
|
بسیاری از آنهائیکه به کامپیوتر، اینترنت و یا سوشیال مدیا دسترسی ندارند، فقط از طریق نشریات میتوانند از اخبار کامیونیتی با خبر شوند. متاسفانه بسیاری از نهاد ها از جمله کنگره ایرانیان زحمت لازم را برای مطلع ساختن این نوع افراد به خود نمیدهند. در بهترین شرایط نیز اطلاعات در اختیار گذاشته شده کل ماجرا را در برنمیگیرد و فقط آن چیزی را مینمایانند که میخواهند عرضه کنند. از این رو تمامی رویداد ها در رابطه با طوماری که اخیرن کنگره ایرانیان برای جمع آوری امضاء برای بازگشائی سفارت و برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری تهیه نموده به گوش بسیاری از افراد کامیونیتی نخواهد رسید. هییت مدیره های کنگره ایرانیان تا به امروز این نهاد را در جهت اهداف سیاسی خویش در رابطه با مواردی که به ایران مربوط میشود استفاده نموده اند. افراد و سازمان ها نیز بستگی به گرایشات دولت های وقت در کانادا به این سازمان نزدیک و یا دور میشوند. در زمان کانسرواتیو ها به علت ضدیت با ایران در جهت حمایت همه جانبه از اسرائیل، براندازان بودند که به مدت سه سال این نهاد را در اختیار داشتند. حال که زمام امور در اختیار لیبرال ها قرار گرفته و هدف از سرگرفتن روابط با ایران را دارند، لابیگرایان میباشند که یکه تاز میدان شده و بی پروا و همسو با منافع جمهوری اسلامی در بازگشائی سفارت، برقراری روابط و رفع تحریم ها قدم بر میدارند. باید دید تا باور کرد که فقط در همین چند روزی که از انتشار این طومار میگذرد چگونه در سوشیال مدیا، در صفحه رسمی فیسبوکی کنگره، افراد به جان هم افتاده و تفرقه ای را که همگی از آن هشدار میدادند آغاز شده است. کامنت ها حذف میشوند، به یکدیگر بد و بیرا میگویند آنچنان که انگاری جان و ناموس ما به خطر افتاده است. واقعن که خواندن کامنت های بعضی از افراد در حمایت از بازگشائی سفارت و محکوم کردن مخالفین باعث شرمندگی میباشد. بخصوص زمانی که طرف مقابل نه در مخالفت با بازگشائی سفارت بلکه فقط هدفش یادآوری دلایل مهاجرت ما باشد.
این تفرقه به نفع چه کسانی میباشد و چرا اصلن باید بوجود آید؟ مسلم است که عده ای همیشه از تفرقه میان مردم بهره گرفته اند. خواه دولت کانادا باشد، جمهوری اسلامی، سرمایه داران و یا حتی آنهائیکه سلطه این نهاد ناچیز را در دست گرفته اند. اگر تفاهم، اتحاد و همبستگی وجود داشت نه آن رژیم میبتوانست پا بر جا بماند و نه این چند جوان میتوانستند اینچنین کامونیتی سیصد هزار نفره را بازیچه دست خود قرار دهند. مشخص است که نه خواست من و شما سفارت را بست و نه چند هزار امضاء میتوانند در ایجاد روابط سیاسی بین دو کشور تاثیر گذار باشند. کشور های اروپائی از هم اکنون بدون این طومار و هیاهوها روابط خود را آغاز کرده و به بازگشائی سفارت هایشان اقدام کرده اند. دیر یا زود، بخواهیم و یا نخواهیم، کانادا و ایران نیز سفارت های خود را خواهند گشود. مجید جوهری نماینده فدرال ریچموندهیل و بیژن احمدی رئیس کنگره ایرانیان که مهره های اصلی برای پیشبرد این جریان میباشند به خوبی این را میدانند. ولی آیا این آگاهی را دارند که با این حرکت میتوانند پیام غلطی را به جامعه بزرگتر بدهند؟ سر و دست شکستن برای بازگشائی سفارت آیا نمیتواند حامل این پیام باشد که کامیونیتی ایرانی مشکلی با جمهوری اسلامی نداشته، و حضورشان در کانادا فقط دلایل اقتصادی دارد؟ شاید هم هدف همین باشد. همانطور که در بند کشیدن هما هودفر، شهروند ایرانی کانادائی، در جهت سنگین تر کردن کفه ترازو در مذاکرات به نفع رژیم میباشد، آیا این طومار نیز همان اهداف را دنبال نمیکند؟ آنچه بیشتر از همه آزار دهنده و باعث شرمساری میباشد، همراه شدن کنگره ایرانیان که بواسطه نامش تک تک ما را شامل میشود با حرکتی میباشد که اسارت سعید ملکپور و هما هودفر را فراموش کرده و جان و آزادی دو انسان را نادیده گرفته و در درجه اهمیت کمتری قرار میدهد. |
|||
|
Last Edited 15/09/2016 - For all comments on this site info@signandprint.ca |