|
September 08, 2016
|
متاسفانه در این مورد نیز شاهد هستیم که چگونه حذف و سانسور، ابزاری که هییت مدیره کنونی برای دور نگاه داشتن خود از انتقادات در اختیار گرفته است، یکبار دیگر نمایان میگردند. بگذریم که این فیلم ها با یکماه تاخیر در اختیار عموم قرار میگیرند، آنچه بیشتر از همه مورد توجه است حذف بخش عمده ای از گفتگو ها میباشد. در دو بخش اول که در مجموع نیمی از وقت جلسه را به خود اختصاص میدهد، نهاد ها خود را معرفی مینمایند. در بخش سوم که در رابطه با مشکلات نهاد ها و آنچه میتوان با کمک یکدیگر انجام داد، فقط با نظرات هفت سازمان آشنا میگردیم و اثری از گفتار سیزده نهاد دیگر دیده و شنیده نمیشود. برای خالی نبودن عریضه و عادی نشان دادن نحوه عمل، بخش چهارمی که فقط چهار دقیقه بطول میکشد و تکراری از گفتار همان هفت سازمان میباشد اضافه میگردد. به همین دلیل است که تجربیات هیچکدام از هییت مدیره ها تا به امروز نتوانسته مورد استفاده هییت مدیره های بعدی قرار گیرند. فعالیت ها از سالی به سال دیگر ادامه پیدا نکرده، و بطور کلی بعد از ده سال وجودیت، این نهاد دارای ساختار و نظامی مشخص نشده است. صفحه فیسبوکی کنگره و یا تابلوی اعلانات آیا این اواخر به صفحه فیسبوکی کنگره توجه کرده اید؟ متاسفانه به دلیل عدم برنامه مشخص و فعالیت های جمعی، این صفحه مبدل به تابلوی اعلانات و یا بصورت بازار مکاره ای در آمده است. بازگشائی سفارت های ایران و انگلیس، روز کارگر، یادبودی از داوود رشیدی، مسکن در کانادا، آنچه خریداران خانه باید بدانند، مواد عذائی و آشپزی ایرانی، صادرات آلمان به ایران، بازیهای المپیک، کلاس های آموزشی، تصاویری از شهر تهران، و تا بخواهید بیانیه، نشان دهنده بی برنامه ای هییت مدیره کنونی میباشد. بی اعتنائی و عدم مشارکت جمعی به حدی رسیده است که بعد از چهار ماه کمیته های اجرائی هنوز تشکیل نشده اند. هییت مدیره با تمام نیرو سعی دارد که از طریق برنامه هائی همچو پاب نایتز و سوشیال میکسر ها نیرو های جدیدی را جذب نماید. متاسفانه تا به امروز موفقیتی در این زمینه کسب ننموده است. جای تعجب نیست که در کارنامه سه ماهه خود حتی تعداد اعضای کنگره را اعلام نمیکند.
جای تاسف و تعجب بیشتر اینکه در رابطه با گردهمائی که علی احساسی نماینده فدرال از ویلودیل در روز سه شنبه در سیویک سنتر برگزار میکند هیچگونه اطلاع رسانی از طریق کنگره صورت نمیگیرد. با اینکه هییت مدیره آموزش و بوجود آوردن رابطه میان کامیونیتی و فعالیت های سیاسی جامعه بزرگتر را بخشی از اهداف خود قرار داده، از کنار چنین گردهمائی با ارزشی در سکوت میگذرد. این گردهمائی در رابطه با تغییرات سیستم انتخاباتی بوده با شرکت دو تن از اساتید دانشگاهی و یکی از فعالان سیاسی برگزار و مورد استقبال قابل توجهی قرار گرفت. حضور معدود افراد کامیونیتی یکبار دیگر نشان دهنده بی توجهی ما ایرانیان، و گفتار های فرمایشی خالی از کردار های کنگره میبود. از این جلسه ضبط صوتی و تصویری بصورت کامل به عمل آمده است که میتوان بزودی از طریق سایت "همبستگی" به آنها دسترسی داشت.
|
با اینکه در گذشته بار ها به ایران مسافرت کرده بود اینبار از بخت بد، دکترهما هودفر در آخرین سفر خود که در ماه فوریه گذشته صورت گرفت، با وقایعی مواجه میگردد که به هیچ وجه انتظارش را نمیکشید. بعد از اینکه محل سکونتش در ماه مارچ مورد تفتیش و لوازم شخصی اش ضبط ، ممنوع الخروج و مورد بازجوئی های متعدد قرار میگیرد، بالاخره در تاریخ ششم جون بازداشت میشود. هدف این نوشتار شرح حال هما نمیباشد، بخصوص که این اواخر با به خطر افتادن سلامت جسمانی ایشان اطلاعات بسیاری در این خصوص در رسانه ها دیده میشود. بلکه مقصود اشاره ای به وظیفه اجتماعی و انسانی ما شهروندان ایرانی مقیم کانادا و نهادی همچو کنگره ایرانیان میباشد. بعد از اینکه خانواده هما بازداشت شدن ایشان را علنی میکند، کنگره ایرانیان در تاریخ 13 جون بیانیه ای صادر و آنرا به وزارت امور خارجه نیز ارسال میدارد. در تاریخ 17 جون تماس تلفنی و هشتم آگوست ملاقات حضوری با منشی پارلمانی وزارت امور خارجه صورت میگیرد. و اخیرن در سی ام آگوست مجددن بیانیه ای از طرف این نهاد در این رابطه صادر میشود. خانواده هودفر نیز با جمع آوری اطلاعات در وبسایت www.homahoodfar.org ، وصفحه فیسبوکی Free Homa Hoodfar ، تماس با مراجع، رسانه ها، و تهیه طومار، در حد توان خود به اطلاع رسانی ادامه میدهد. اما ما چه کرده ایم؟ آیا امضاء یک پتیشن و یا فقط به اشتراک گذاشتن اطلاعات کافیست؟ آیا کنگره ایرانیان که یکی از وظایف اولیه اش دفاع و حمایت از حقوق و منافع ایرانیان کانادا میباشد میبایست به آنچه که تا به امروز کرده اکتفا کند؟ چرا نباید یک چنین وقایعی به کمپین هائی مبدل گردند که توجه رسانه ها و جامعه بزرگتر را هر چه بیشتر به خود جلب نمایند؟ که نه تنها کمکی درجهت نجات جان یک انسان بی گناه باشد بلکه بهانه ای نیز گردد که ما به وظایف شهروندی خود در یک کشور دموکراتیک در جهت حمایت از یک هموطن عمل نمائیم. این اولین و آخرین باری نخواهد بود که شاهد چنین واقعه ناگواری باشیم. پس چه بهتر برای مقابله و نشان دادن عکس العمل در چنین مواردی، راه حل هائی را تجربه کرده و آماده اجرای مجدد آنها باشیم. از همان روز های اول کمیته ای با شرکت داوطلبان، دوستان، و اقوام فرد مربوطه بوجود آوریم. به برگزاری گردهمائی هائی در سطح کامیونیتی و دعوت از فعالان سرشناس ایرانی بپردازیم. این گردهمائی ها را به جامعه بزرگتر، دعوت از حقوق دانان، سیاست مداران، رسانه ها، فعالان و سازمان های مدافع حقوق بشر گسترش دهیم. با تجمع در مقابل پارلمان، وزارت امورخارجه و یا دفاتر نمایندگان پارلمانی، ابعاد وسیعتری به اعتراضات خود دهیم. بی شک چنین حضور در صحنه هائی اثرات خود را در جامعه بزرگتر و حتی کشور های دیگر خواهد گذاشت. از این طریق ما نیز به حقوق، قدرت تاثیر گذاری، و ثمرات حرکت های غیر فرمایشی در یک جامعه دموکراتیک بیشتر پی خواهیم برد. تجربه جمعی یا انحصاری آنچه بیشتر از همه در گزارش فعالیت های سه ماهه کنگره ایرانیان به چشم میخورد مشاوره و نظر سنجی میباشد. گردهمائی با سازمانی های غیر انتفاعی، گردهمائی با اعضای کامیونیتی، ملاقات با نمایندگان پارلمانی، نظر سنجی از کارشناسان و فعالان اجتماعی، بخش عمده ائی از فعالیت های هییت مدیره در این مدت بوده اند. این سئوال پیش میاید که آیا نتیجه حاصل از این فعالیت ها انحصاری بوده و یا میبایست به عنوان بخشی از تجربیات جمعی تلقی گردند. در این صورت هییت مدیره برای حفظ و ثبت این تجربیات چه کرده است؟ آیا حاصل این دیدار و گفتگو ها به دو مقاله تایاز فخری و کارنامه سه ماهه بیژن احمدی در رسانه ها خلاصه میشوند؟ تنها ضبط صوتی و تصویری از فعالیت های سه ماه گذشته فیلم هائی میباشند که از گردهائی 26 جون با نهاد های غیر انتفاعی تهیه شده است.
____________________________________________________________________________________________ |
|
||||||||||||||||||||
|
Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |