|
September
01, 2016
|
چهار سال پیش در بیست و پنجم آگوست 2012 یکی از آن وقایع نادر و امیدوار کننده در تورنتو صورت گرفت. در اعتراض به بستن حساب های بانکی بعضی از ایرانیان، تظاهرات خیابانی در مقابل بانک تی دی در تقاطع یانگ و فینچ برگزار میگردد. اکثر تظاهرات خیابانی که تا به امروز در تورنتو دیده ایم جنبه های سیاسی و در مخالفت با جمهوری اسلامی بوده، و کمتر دیده شده که در موارد مدنی ایرانیان تورنتو از خود چنین جنب و جوشی نشان دهند. این همان چیزیست که کامیونیتی ما به آن نیاز داشته تا برای بوجود آوردن اتحاد و همبستگی اکثریتی، افراد با عقاید و باور های سیاسی مختلف در جهت مقابله با بی عدالتی های اجتماعی کنار هم قرار گیرند. واضح مینمود که رضا مریدی، نماینده پارلمانی انتاریو، مایکل پارسا و داوود کفائی از اعضای هییت مدیره کنگره ایرانیان در آنزمان، نیاز سلیمی، شعله خلیلی، بهنام اصفهانی زاده، هر سه از اعضای هییت مدیره های قبلی، علی احساسی، نماینده فدرال کنونی، محمد تاجدولتی، سعید سلطانپور، محمد شیخ الاسلامی، کاووس و کیومرث صوفی، حسین رئیسی، مانیا کوپال، کیوان سلطانی، و بسیاری از آن چهل الی پنجاه نفری که در این تظاهرات شرکت کرده بودند، از جمله جیم کرجیانیس نماینده اسکاربورو، حساب های بانکی شان بسته نشده بود. حضور آنها بیشتر برای انجام وظیفه شهروندی، مقابله با بی عدالتی و اعتراض به تبعیضات ضد حقوق بشرانه میبود. (همبستگی)
جای تاسف است که اکثر آنهائیکه قربانی این بی عدالتی شده بودند حتی زحمت شرکت در این حرکت جمعی را نیز به خود ندادند. از جمله سوده قاسمی و خانواده اش که حساب بانکی آنها نیز بسته شده بود. البته بی شک در میان این افراد کسانی هم بودند که بر حقانیت بسته شدن حساب های خود آگاهی داشته و دلیلی نمیدیدند که شناخته شوند. ولی افرادی مانند سوده که امروز شناخت بهتری از او در کامیونیتی بوجود آمده، هر حرکتی را در جهت یافتن نام و نشانی برای خود مناسب میبینند. شرکت در مصاحبات رسانه ای را به کنار مردم قرار گرفتن در مبارزه خیابانی ترجیح میدهند. جا دارد که از پویا صادقی نیز که با بوجود آوردن صفحه فیسبوکی آغاز گر این حرکت مردمی بود نامی برده و تشکری کرده باشیم. همین شنبه در کتابخانه فرویو ساعت هفت بعد از ظهر مراسمی در جهت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 برنامه ریزی شده است. بخصوص که امسال با پخش نوار صوتی منتظری در رابطه با کشتار آن سال، تصاویر و خاطره ها پر رنگ تر گشته اند. چگونه میتوان تصور نمود در کامیونیتی که بخش قابل توجهی از آن از ستمدیدگان اینچنینی میباشند، هییت مدیره نهادی که هدف اصلی اش بوجود آوردن اتحاد و همبستگی است، بازگشائی سفارت، برقراری روابط و رفع تحریم ها را سرلوحه فعالیت های خود قرار دهد. آیا در اینکه هر گونه دخالتی در امور سیاسی ایران باعث تفرقه در کامیونیتی میشود نیاز به 300 ساعت مشورت، نظر سنجی و اولویت بندی دارد؟ در اینصورت بهتر است که کلاه آنچنان گشادی را بر سرخود گذاریم که گوش ها و چشم های ما را نیز بپوشاند.
|
آیا در ده سال گذشته هییت مدیره ای را دیده ایم که در پایان سال به جای ردیف کردن افتخارات خود زبان دل بگشاید، و از ضعف های خود و کاستی های این نهاد بگوید؟ از کارهائی که در سر داشت و نتوانست انجام دهد؟ از شناخت بهتری که از کامیونیتی پیدا کرده و راه حل هائی که میتوانند در آینده کارآمدی داشته باشند؟ سال گذشته، ارسلان کهنموئی پور نیز در یک گزارش 2000 کلمه ای، که حتی زحمت ترجمه آن به فارسی را به خود نمیدهد، به شرح حال سالی میپردازد که سرانجامش کناره گیری خود او و یکی دیگر از اعضای هییت مدیره قبل از پایان دوره دوساله میباشد. از شکست در بازبینی اساسنامه ائی که بعد از چهار سال با پنج تغییر جزئی به پایان میرسید و باعث بسیاری از تفرقه ها شده بود سخنی به میان نمی آورد. از افزایش اعضای صفحه فیسبوکی میگوید، ولی ریزش هزار نفری اعضاء، و یا مبدل شدن انتخابات 900 نفری به سیصد نفری که به علت کمبود کاندیدا ها اصلن امکان رای دادن پیدا نمیکنند، چیزی نمیگوید. چه اشکالی وجود دارد که نمیتوانیم به ضعف ها و شکست های خود اعتراف کنیم. مگر نه اینکه بسیاری از ما با مشکلات این نهاد آشنا بوده و به جائی رسیده ایم که از انحلال آن سخن میگوئیم؟ چه کسی میتواند این ادعا را داشته باشد که میتوانست در چنین شرایطی بهتر از ارسلان مدیریت کند؟ اگر چنین کسی پیدا شد بی شک جسارتش از جهالت و عدم آشنائی با مشکلات این نهاد و کامیونیتی میباشد. قصه اینبار قبل از پایان سال از نو تکرار میگردد. بیژن احمدی، رئیس کنونی کنگره در گزارش نشریه ای 2600 کلمه ای خود از سه ماه فعالیت های این نهاد آنچنان سخن میگوید که انگاری مخاطبین اعضای "جامعه ایرانیان آلمان" که به تازگی قرارداد همکاری با کنگره ایرانیان را امضاء نموده، و فرسنگ ها از اینجا به دورند، میباشند. ایکاش شهامتی که در اینگونه سخن گفتن ها وجود دارد در شفاف سازی و رو در روئی با مشکلات و اعتراف به ضعف ها، مورد استفاده قرار میگرفت. حداقل بهره آن بازگشت اعتماد از دست رفته به این نهاد میبود. ولی به عکس جسارت را به حدی میرسانیم که انتقاد های اعضاء را "هوچی گری" ، " گرد و خاک " و یا "توهین نامه" مینامیم. و یا اینکه دست نیاز به سوی نشریات دراز کرده و تقاضای سانسور نظرات مخالفین را میکنیم. ولی واقعن چه کسی را میخواهیم گول بزنیم؟ ناامیدی و بی اعتنائی به حدی رسیده است که حتی کهنه کاران نیز خسته شده و کناره گیری مینمایند. ولی خوشبختانه صدای چند منتقد و تحلیل گر که هنوز در صحنه باقیمانده اند آنقدر بلند و بی پرده میباشد که آنی که میخواهد ببینید و بداند بهانه ای برایش باقی نماند. یاد آنزمانی که هنوز جناب تاجدولتی در سلام تورنتو قلم میزد به خیر. در آگوست 2012 در مقاله کوتاهی که نام نگارنده ای همراه نداشت، " تحت عنوان " کدام پیروزی؟ مشک آن است که خود ببوید!" کاوه شهروز مخاطب قرار میگیرد که با اتکاء به چه نکاتی در گزارش سه ماهه، فعالیت ها در اعتراض به بستن حساب های بانکی بعضی از اعضای کامیونیتی را یک پیروزی اعلام میکند. بجا بود که کل آن مقاله را اینجا دوباره نویسی میکردم. ولی متاسفانه گفتنی ها بسیار و حوصله ها کم. به هر حال در نسخه دیجیتالی این نوشته در سایت "همبستگی" میتوان به آن مقاله و دیگر منابع اطلاعاتی که به آنها اشاره میشود دسترسی داشت. نه فقط در از کاه کوه ساختن بلکه در موارد دیگری نیز میتوان در فعالیت های کاوه و بیژن مشابهت هائی مشاهده نمود. از جمله تغییر وبسایت کنگره که به نظر میاید درهر دوره میبایست رنگ و بوی دیگری بخود گیرد. امسال نیز صحبت از آن بود که با حضور علی بانگی و داوطلبان دانشجو باز تغییراتی در وبسایت بوجود آید. اما با پایان یافتن دوره فعالیت های دانشجویان و بی سر و صدا بودن علی به نظر میاید که فعلن تغییراتی مد نظر نیست. بد نیست از فرصت استفاده نموده یکبار دیگر یادآوری کرده باشیم که اطلاعات مربوط به چهار سال اول نزد کاوه، و اطلاعات دو سال بعدی آن نزد بیژن بصورت امانت وجود دارند. و خیانت در امانت از گناهان کبیره به حساب میایند. |
|||
|
Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |