|
July 28, 2016
|
متاسفانه از آغاز فعالیت های هییت مدیره تیم چهل نفری کمپین فراموش و به کنار گذاشته میشود. دیری نمی انجامد که سوده قاسمی و بیژن احمدی اهداف اصلی خویش را در پیوستن به کنگره که همانا بازگشائی سفارت، برقراری روابط سیاسی با ایران، رفع تحریم ها، شناساندن خود و گسترش شبکه ارتباطاتی در خط برنامه های حزبی میبود، آشکار میگردند.دیگر از برنامه های خدماتی که در زمان انتخابات ارائه شده بود سخنی به میان نمی آید. مورد مریم رشیدی، ایرانی کانادائی که جان خود را در محیط کاری از دست داده بود بهانه ای برای برقراری ارتباط با دولتمردان، و توافق هسته ائی، بهانه ای دیگر برای مصاحبه، پتیشن و مقالات در نشریات میگردند. مخالفت ها و کارشکنی های این دو تن به حدی میرسند که ارسلان کهنموئی پور در ماه فوریه و میترا صفاری در ماه آپریل انصراف از ادامه فعالیت خود در هییت مدیره را در سال دوم اعلام میدارند. شرایط برای تشکیل هییت مدیره ای صد در صد یکدست که چهار نفر از آنها اعضای سابق کمیته مشارکت جمعی بوده، تحت نفوذ و تسلط کامل بیژن و سوده آماده میگردند. آنچه اعضاء و کامیونیتی می اندیشند دیگر اهمیتی ندارد. برای این دو تن نگرانی وجود ندارد که اکثر اعضای هییت مدیره را کسانی تشکیل دهند که شناختی از این نهاد نداشته، در کامیونیتی سابقه فعالیتی از آنها دیده نشده، و یا بدون انتخابات هییت مدیره ای را تشکیل دهند که مشروعیتی نداشته باشد. ایکاش که به همین جا خاتمه مییافت. ولی نه، دیگر ابائی نیست که آنچه را دیروز به دیگران خرده میگرفتیم انجام داده و خود را سخنگو و نماینده کل کامیونیتی اعلام کنیم. به موارد تنش زائی بپردازیم که تفرقه در کامیونیتی، بی اعتنائی به کنگره، و عدم اعتماد را میان اعضاء افزایش دهند. برای چه و چرا؟ از خود این سئوال را نمیکنیم که همان هائی که روزی همدل و همراه ما بودند چرا امروز در مقابل ما ایستاده و همان انتقاداتی را از ما میکنند که از هییت مدیره های قبلی میکردیم. جای تاسف نیست که برای پنهان کردن ضعف های خود مجبور باشیم که جلسات خود را پشت درب های بسته تشکیل داده، و برگ ها بی محتوائی را به عنوان صورتجلسات به خورد اعضاء دهیم؟ مصوبه هائی بوجود آوریم که هر روز قدرت را در ریاست متمرکز کرده و اعضای دیگر را حاشیه نشین کنند؟ جاه طلبی، عطش قدرت، بر سر زبان ها بودن، نام و نشانی برای خویش یافتن و خود بزرگ بینی برای جوانان عار نیست. ولی تا این حد، غیر طبیعی مینماید! باید اعتراف نمود که برای اولین بار با چنین مشکلی در کنگره مواجه میشویم. هییت مدیره های سابق هر چقدر هم غیر دموکراتیک عمل مینمودند باز حدودی را رعایت کرده و ارزشی برای اعضاء قائل بودند. به نظر میاید برای مقابله با این عارضه میبایست دست به اقداماتی زنیم که در سابق تصورش نیز شرم آور مینمود. کاری کنیم که یکبار برای همیشه شر این گونه افراد از سر این نهاد دور گردد. شاید لازم باشد که اتمام حجت نموده، اطلاع رسانی را از سطح کامیونیتی خارج کرده و پا به پای قدرت طلبان با دولتمردان ارتباط برقرار کرد. پتیشن هائی تهیه نمود که با هر امضاء، مسئولین، نشریات و دیگر عوامل از آنچه در این نهاد میگذرد مطلع گردند. بدانند که این افراد نماینده و سخنگوی کامیونیتی نیستند. بدانند که استفاده از نام این نهاد، سمت های غصبی و فرمایشی، و آنچه به عنوان نحوه تفکر و خواسته های این کامیونیتی میباشد برخلاف واقع بوده و هدف، گمراه کردن افکار عمومی و کسب اعتبار برای خویش میباشد. آری انگاری اینبار تیشه باید به ریشه خود زنیم. اقدام به عملی نمائیم که حاصلش جز آشکار نمودن تقرفه و نفاق میان خود و بوجود آوردن بی اعتباری بیشتر برای کامیونیتی چیز دیگری نخواهد بود. اعتراف کنیم که لیاقت دموکراسی حاکم در این جامعه را نداشته و ما ایرانیان در هر جائی که باشیم به هر طریق ممکن برتری طلبی و دیکتاتوری را میان خود بوجود میاوریم.
|
از سال
2012
دوره ای نبوده است که مجبور نشده باشیم نامه سرگشاده ای جهت
اعتراض به رئیس هییت مدیره های کنگره بنویسیم. از آن نظر که
مخاطب اصلی این اعتراضیه همیشه ریئس هییت مدیره ها بوده اند
آنرا نامه سرگشاده نامیده ایم. و اینبار مخاطب رئیس احمدی
میباشد که چون برای رسیدن به مقام صدارت همان هائی او را یاری
داده اند که امروز در مقابل خود کامگی هایش ایستادگی میکنند،
بیشتر شبیه گلایه و یاد آوری میباشد. یا بهتر بگویم درد دل
کردن با کسی میباشد که دیروز در لباس دوست همدل و همره مینمود
و امروز در جهت رسیدن به منافع و اهداف شخصی خویش تکروی کرده و
راهی را میرود که دیروز منتقد آن بوده است. از طرفی دیگر سعی
در آن است که همچو سال های اخیر تا جای امکان در رابطه با
کنگره ایرانیان اطلاعات جمع آوری گردند. از آنرو که این نهاد
همچو قلب، و گذرگاه اصلی کامیونیتی میباشد، در مدت کوتاه
موجودیتش شاهد آن بوده ایم که چگونه برای رسیدن به اهدافی که
میتوان آنرا در چهار گروه تقسیم کرد مورد سوء استفاده قرار
گرفته است. جمع آوری اطلاعات، ثبت و نگاهداری از آنها باعث خواهد گردید که کامیونیتی شناخت بهتری از افراد و نحوه عمل آنها در گذشته داشته باشد. بایگانی این اطلاعات حافظه جمعی و آینه ای جهت نمایاندن میزان صداقت، از خودگذشتگی و خدمت افراد خواهد بود. قصه بیژن احمدی از 27 جولای 2014 با تشکیل اولین جلسه اولین کمیته سیاست گذاری کنگره ایرانیان آغاز میگردد. در آن جلسه چهار زیر کمیته بازبینی اساسنامه، قوانین مهاجرتی، حقوق بشر و مشارکت جمعی شکل میگیرند. به همت مهدی شمس اولین صورتجلسات که نمایانگر فعالیت های زیر کمیته ها میباشد تهیه شده که در سایت همبستگی در دسترس میباشد. با فیلمبرداری از جلسات، مخالفت شده ولی برای تهیه صورتجلسات به ایشان اجازه ضبط صوتی داده میشود. کمیته مشارکت جمعی با شرکت سه نفر حسین عموشاهی، و برای اولین و آخرین بار، علی محمدی و موسی علیخانی شروع به فعالیت مینماید. بیژن احمدی، کاووس صوفی، فرزاد عیوق، از جلسه دوم به این کمیته می پیوندند. از همان ابتدا رقابت هائی میان اعضای این زیر کمیته مشاهده میشد که با کناره گیری حسین عموشاهی از جلسه پنجم، و در دست گرفتن عنان فعالیت ها توسط بیژن احمدی و قطع تهیه صورتجلسات پایان میگیرد. به علت عدم همکاری و ممانعت های هییت مدیره وقت، غیر از زیر کمیته بازبینی اساسنامه فعالیت های دیگر زیر کمیته ها قطع میگردند. از ماه نوامبر فعالیت های زیر کمیته مشارکت جمعی با همکاری بیژن احمدی، کاووس صوفی و مهدی شمس از سر گرفته میشوند.
کمپین "من هم یک ایرانی کانادائی هستم" به همت زیر کمیته مشارکت جمعی در دسامبر 2014 آغاز به فعالیت مینماید. در این کمپین حدود چهل داوطلب از جمله سوده قاسمی، ارسلان کهنموئی پور، شهرام تابع محمدی، کاووس صوفی و مهدی شمس صمیمانه شروع به فعالیتی مینمایند که در تاریخچه کنگره بی سابقه بوده است. بیژن احمدی به عنوان چهره اصلی این کمپین برای اولین بار در کامیونیتی بصورت وسیعی معرفی میگردد. هدف اصلی این کمپین شناساندن کنگره به کامیونیتی و بالابردن تعداد اعضای آن بود که حاصلش انتخابات بی سابقه ماه می 2015، با شرکت بیش از نهصد نفر و موفقیت سه تن از اعضای کمپین، سوده قاسمی، بیژن احمدی، ارسلان کهنموئی پور به پیوستن به هییت مدیره بود.
|
|||
|
Last Edited 05/01/2017 - For all comments on this site info@signandprint.ca |