![]() |
توافق هسته ای و لایحه سی - 51 |
|
خاصه آنکه در این گفتگو ها یکی از طرفین جمهوری اسلامی باشد که به هیچ عنوان خود را وابسته به معیار های جهانی ندانسته، هیچ اعتمادی به دنیای غرب نداشته و پیرو منطق و نگرش خاص خود نیز باشد. و یکی دیگر از شرکت کنندگان در این مذاکرات کشوری باشد که دخالت در امور کشور های دیگر را از وظایف خود دانسته و مسبب بوجود آمدن اکثر بحران های جهانی باشد. با این اوصاف میتوان توافق هسته ای را یکی از پیروزهای بشریت دانست. از زمانیکه دولت کانسرواتیو اکثریت را در اختیار خود دارد میتوان گفت که پارلمان که محیطی برای همفکری، دیالوگ و مشارکت جمعی در وضع قوانین میباشد، کارائی خود را از دست داده است. قوانین یکی پس از دیگری ارائه شده و بدون آنکه نمایندگان احزاب دیگر بتوانند در آن تغییری بوجود بیاورند به تصویب میرسند. جای تعجب نیست که در رابطه با لایحه سی - 51 به هیچکدام از صدها اصلاحات عنوان شده توسط احزاب دیگر وقعه ای گذاشته نمیشود. اگر هم معدود اصلاحاتی به عمل آمده آنهائی میباشند که مردم به اعتراض مستقیم به آنها برخواسته اند. انگاری دولت خود را فقط نماینده آنهائی میداند که به او رای داده اند. نظر نمایندگان که سخنگوی خواسته های مردم میباشند برای دولت حاکم اهمیتی ندارد. بطور کلی شاهد هستیم که چه در سیاست خارجی و چه در امور داخلی در میان دولتمردان، دیالوگ رنگ و بوی خود را از دست داده است. کانادای میانجی دیروز ترجیح میدهد که امروز سفارت ها بسته شوند، و حافظین صلح جهانی جائی برای خود در صف اول جبه ها داشته باشند. توافق هسته ای که در صورت شکست میتوانست عواقب نا مطلوب جهانی داشته باشد، توانست به نحوی چهره واقعی بسیاری از افراد و گروه ها را نمایان سازد. مخالفت، خشم و سرخوردگی اسرائیل از پیروزی این توافق میتواند بیان کننده علت شکست مذاکراتی باشد که بیش از شصت سال در منطقه ادامه داشته است. عکس العمل منفی عده ائی از سناتور های آمریکائی تا آن حد پیش میرود که این توافق را مانعی برای بمب ریختن بر سر ملت ایران اعلام نمایند. ضمنن ناخوشنودی انحصار طلبان و تند رو های داخلی از یکطرف و از طرفی دیگر نارضایتی ایرانیان موافق تحریم ها و جنگ و براندازان برون مرزی قابل تعمق میباشد. آنهم زمانی که بسیاری از مردم ایران این توافق را یک پیروزی ملی میدانند. در رابطه با لایحه سی - 51 نیز می بینیم که آنچه برای دولتمردان در درجه اول اهمیت قرار دارد بازی های سیاسی برای به دست آوردن رای مردم میباشد. حزب لیبرال با اینکه هیچکدام از اصلاحات عنوان شده اش مورد تائید قرار نمیگیرد باز هم به این لایحه رای مثبت میدهد. در ضمن شاهد هستیم از زمانیکه دو واقعه اخیر در کانادا بوقوع پیوسته و لایحه سی - 51 عنوان شده است چگونه افکار عمومی به نفع حزب کانسرواتیو گرایش پیدا کرده اند. بوجود آوردن آگاهی درجهت رهائی از جهالت که خوف و وحشت بوجود میآورد، اهمیت دادن به دیالوگ و توجه به عقاید آنهائیکه که غیر از ما می اندیشند، مشارکت جمعی و حضور در صحنه، لازمه یک جامعه پویا و سالم است. کوتاهی از هرکدام بی اعتنائی و گریز از وظایف شهروندی میباشد. در رابطه با لایحه سی -51 فعالیت هائی در کانادا در جریان میباشد که میتوان از طریق سایت همبستگی از آنها مطلع شده و به آنها پیوست.
|
بی شک میان توافق هسته ای و تصویب لایحه سی - 51 رابطه ای وجود ندارد. اگر هم وجه تشابهی در میان باشد فقط برای ما ایرانیان ساکن کانادا معنی خواهد داشت. بررسی این دو مورد که همزمان در هفته گذشته بوقوع می پیوندند، میتواند در نگرش ما نسبت به آنچه که از آن گریخته و به آنچه که به آن پناه آورده ایم کمک نماید. که اولن نحوه عملکرد حکام که به دنبال قدرت و مقام میباشند در هر لباس و شرایطی یکسان میباشد. دومن اگر هم کانادا برای ما در قیاس با جهنمی که از آن گریخته ایم بهشتی بنماید، باز هم در نگاهداریش باید بکوشیم. بخصوص ما که از نزدیک با درد تبعیض، بی عدالتی، خفقان و اجحاف به دموکراسی و آزادی آشنائی داریم میبایست به این موارد حساسیت بیشتری هم از خود نشان دهیم. متوقف شدن فعالیت های ایران در جهت دستیابی به سلاح های هسته ای و برکناری تحریم ها نه فقط برای جهان آرامشی را به همراه خواهد داشت، بلکه برای ما ایرانیان از این نظر که سایه جنگ را دور کرده و ملتی را از سختی های بسیار میرهاند ارزش دو چندان دارد. اگر از جزییات و کم و بیش آن بگذریم غیر از آنچه که صورت گرفت نمیتوانستیم انتظار و توقع دیگری داشته باشیم. ولی در اینکه کشورهائی که خود بزرگترین انبارهای جنگ افزار های هسته ای را در اختیار دارند، برای کشور های دیگر در این رابطه تعیین تکلیف مینمایند تا اندازه ای مضحک به نظر می آید. از آن مضحک تر آنکه سردمدار این مذاکرات تنها کشوری میباشد که در طول تاریخ دو بار از سلاح های هسته ائی استفاده کرده و بیش از 130 هزار کشته به جای گذاشته است. بطور کلی اذهان عمومی آنچنان تحت تاثیرات محیط قرار گرفته وشرطی میگردند که بدون آنکه به آن آگاهی داشته باشیم مادام قربانی جهالت های جمعی خود میگردیم. بطور مثال کشته شدن افراد در حوادث رانندگی، و یا مرگ و میر هائی که در بیمارستان ها به سبب اشتباه هات انسانی صورت میگیرند، برای ما آنچنان عادی شده اند که هیچ توجه خاصی به آنها نمیکنیم. ولی در عوض به کشته شدن آنهائی که در رابطه با آنچه که امروزه به نام تروریسم با آن آشنائی داریم، آنچنان حساسیت نشان میدهیم که ناخواسته شریک اهداف مسببین این اعمال، که همانا بوجود آوردن خوف و وحشت در جامعه میباشد میگردیم. در کانادا بطور متوسط سالی سه هزار نفر جان خود را در حوادث رانندگی، و هفته ای سیصد نفر، معادل مسافرین یک جمبو جت مسافری، در بیمارستان ها در اثر سهل انگاری ها از دست میدهند، و این ارقام تعجبی را در هیچکس بر نمی انگیزد. در صورتیکه دو قربانی اعمال تروریستی که چندی قبل در خاک کانادا صورت میگیرد آنچنان بر جامعه تاثیر میگذارد که حاصلش قوانینی همچو لایحه سی -51 میباشد. دولت به جای اینکه برای مقابله با تروریسم به خنثی کردن ترس و وحشت ناشی از آن بر خیزد، خود با وضع قوانینی مخوف تر، ترس و وحشت بیشتری بوجود آورده تا از آنها در جهت منافع سیاسی خود بهره برداری نماید. قابل تعجب آنکه افکار عمومی به جای عکس العمل نشان دادن نسبت به این اعمال به حمایت از بانیان آن هم بر میخیزند. تمایل واقعی به حل یک مشکل جهانی با اتکاء به دیالوگ، و به نتیجه مطلوب همگان رسیدن از نکات مثبت و پر اهمیت مذاکرات هسته ای میباشد. این نشان دهنده آنست آنجائی که نیاز، تفاهم و تمایل وجود داشته باشد، گفتگو و برخوردهای سیاسی بهترین ابزار بوده و میتوانند مشکلات را هر چقدر هم پیچیده باشند حل نمایند. |
|
|
|
|
|
|
Last Edited 09/04/2015 - For all comments on this site info@signandprint.ca |